صفحات

‏نمایش پست‌ها با برچسب پیگیری حقوق متهمین بهایی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب پیگیری حقوق متهمین بهایی. نمایش همه پست‌ها

پیمان قیامی شهروند بهایی ساکن کرمانشاه آزاد شد

هرانا

خبرگزاری هرانا - پیمان قیامی شهروند بهایی ساکن کرمانشاه که در تاریخ ۱۹ فروردین ماه جاری توسط نیروهای اطلاعات سپاه در منزل شخصی خود در کرمانشاه بازداشت شده بود، آزاد شد.
بر اساس گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، این شهروند بهایی سه شنبه ۲۳ فروردین با قرار وثیقه ۲۰ میلیون تومانی آزاد شد.
گفتنی است، ماموران در هنگام بازداشت این شهروند بهایی، بدون ارائه حکم و با اعمال خشونت به منزل آقای قیامی وارد شده و پس از بازرسی منزل وی لوازم شخصی، کامپیو‌تر و کتاب‌های او را نیز توقیف کرده بودند.
پیمان قیامی دوران بازداشت خود را در بازداشتگاه اطلاعات سپاه کرمانشاه سپری کرده است.
ادامه مطلب

اجرای حکم زندان آرتین غضنری، شهروند بهایی

هرانا

خبرگزاری هرانا - حکم زندان آرتین غضنفری عکاس خبری و شهروند بهایی، امروز شنبه ۲۷ فروردین‌‌ماه ۱۳۹۰ یا معرفی خود برای گذراندن دوران محکومیت یک ساله اش به زندان اوین، به اجرا در آمد.
اتهامات وی، "اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرایم علیه امنیت ملی کشور"، "تبلیغ علیه نظام از طریق تهیه خوراک برای رسانه‌های بیگانه"، "اخلال در نظم عمومی" و "توهین به مقدسات" اعلام شده بود و حکم یک سال حبس تعزیری وی بنا بر اتهام "تبلیغ علیه نظام" به وی ابلاغ شده است.
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، غضنفری اولین بار در تاریخ ۱۳ دی‌ماه سال ۸۸ و پس وقایع عاشورا، همراه با چند تن دیگر از شهروند بهایی از جمله همسر خود خانم ژینوس سبحانی (منشی سابق کانون مدافعان حقوق بشر) بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.
این شهروند بهایی پس از سه ماه بازداشت، در تاریخ ۱۴ فروردین سال ۸۹ با وثیقه ۵۰ میلیون تومانی آزاد شد. وی یک هفته بعد، در تاریخ ۲۱ فرودین‌ماه مجددا بازداشت و به زندان اوین منتقل شد اما بعد از حدود یک هفته آزاد شد.
آرتین غضنفری دوران چند ماهه بازداشت موقتش را در بندهای ۲۰۹، ۲۴۰ و ۳۵۰ زندان اوین و قرنطینه زندان رجایی شهر سپری کرده بود که ۶۰ روز از این دوران را در سلولهای انفرادی بوده است.
این عکاس خبری و شهروند بهایی در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب توسط قاضی مقیسه به ۱ سال حبس تعزیری محکوم شد و حکم وی در شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر عینا تایید شد.
ادامه مطلب

انتقال بهزاد ذبیحی از زندان ساری به تنکابن

هرانا

خبرگزاری هرانا - بهزاد ذبیحی ماهفروزکی شهروند بهایی ساکن ساری که در روز یکشنبه ۲۱ فروردین ماه پس از احضار به اداره اطلاعات بازداشت شده بود در پی یک اقدام عاجلانه در روز چهارشنبه ۲۴ فروردین از بازداشتگاه ساری به زندان تنکابن منتقل گردید.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، این انتقال در حالی صورت گرفته که دادستان ساری پیش از این قرار آزادی نامبرده را به قید وثیقه تعیین نموده بود.
لازم به ذکر است، با وجود پیگیریهای مکرر خانواده بهزاد ذبیحی تاکنون اتهام و دلیل انتقال نامبرده به خانواده‌اش اعلام نگردیده است.
ادامه مطلب

پنجمین نامه سرگشاده عنایت الله سنایی "همسر طره تقی زاده"، زندانی بهایی به رئیس قوه قضائیه



28 فروردین 90
 

کليد واژه ها : اقليتهاي مذهبي

کمیته گزارشگران حقوق بشر- مهندس طرّه تقی زاده، زندانی بهایی که از ۱۸ دی ماه ۸۹ دوران 22 ماهه حبس خود را سپری می کند هم اکنون در زندان کچویی ساری به سرمی برد. عنایت الله سنائی همسر این زندانی تا کنون چهار نامه خطاب به رئیس قوه قضائیه نوشته است. پنجمین نامه وی خطاب به آقای هاشمی شاهرودی، که نسخه ای از آن در اختیار کمیته گزارشگران حقوق بشر قرار گرفته، به شرح زیر است:
خطاب به رئیس محترم قوّه قضا ئیه جناب آیت الا صادق لاریجانی :
احتراماً همانطور که قبلاً بدان اشاره گردید پیش کشیدنِ بحثِ آزادی بیان از دیدگاه اسلام به این منظور بوده که مسئولین قضائی به متهمینِ بهائی اینطور القاء می کنند که تبلیغِ آئین بهائی ، خلافِ قوانین و مغایر با احکام و تعالیمِ دیانتِ اسلام می باشد. چنانچه در طولِ چند سالِ اخیر بسیاری از بهائیان (از جمله همسرم) به همین دلیل ، یکی پس از دیگری محکوم به حبس شده و روا نه زندان ها گردیدند. لذا در نامه قبلی با استناد به آیاتِ قرآنِ کریم و نیز با ارائۀ مدارک و آثاری که حکایت از مباحثاتِ گوناگون و محاظراتِ فراوان میانِ پیامبرِ اکرم (ص) و نیز ائمۀ اطهار با بزرگان و پیشوایانِ مذاهب و مکاتبِ دیگر ( از جمله مشرکین و بت پرستان ) داشته ، بر هر فردِ منصف و آزاده ای ثابت و مبرهن گردید که اسلام در اصل هیچ گونه مخالفتی با آزادیِ دین و بیان نداشته و هر گونه سخن و ادّعائی خلافِ این حقیقتِ مسلّم ، توهینی واضح و بُهتانی آشکار به اساسِ این دینِ الهی محسوب می شود. اینکه گروهی در این عصر صرفاً به خاطرِ مسائل و ملاحظاتِ سیاسی و منافعِ شخصی برخلافِ اعتقاداتشان عمل نموده و موجب سَلبِ چنین آزادیِ مقدّسی در میان هموطنانِ عزیزمان شده و در نتیجه مایۀ نارضایتی و خفقان در جامعۀ مترقّیِ ایران شده اند ، هیچ ارتباطی به احکام و تعالیمِ اسلامی در این زمینه نداشته و ندارد. چه که پیامبران همانندِ پزشکانند که جهتِ شفای آلام و اَمراضِ روحی و اخلاقی و اجتماعیِ عالمِ بشریت به تجویزِ دوا و دارو ( البته به اقتضای زمان و مکان ) اقدام می نمایند. ولی از آنجا که آدمیان به دلایلی خاصّ در اعمال و رفتارِ خویش در اجرای فرامینِ الهی مختار بوده و هستند ، لذا چنانچه از استعمال و بکار گیریِ آن داروی حیات بخش امتناع نموده و نافرمانی نمایند آیا هیچ تقصیری متوجه آن پزشکانِ الهی می شود؟ که اگر بخواهیم منصفانه و با آکاهیِ صحیح از اساسِ هر دین ، قضاوت نمائیم جوابِ این سؤال منفی خواهد بود. البته باید بپذیریم که " هزار نکتۀ باریکتر ز مو اینجاست " چه که بر آنچه ذکر شده شُبهات و اعتراضاتِ فراوان وارد نموده اند که تریبونی آزاد لازم است تا به تک تکِ آنها جواب داده شود و حقیقت آنگونه که هست آشکار گردد. چه که به فرموده حضرت علی (ع) : " پیکرِ حق همیشه در پیراهنِ باطل پوشیده و پنهان است ،رادمردی باید که دستِ تحقیق و تتبّع دراز کند و آن پیکرِ پاک را از جامۀ نارسا و آلودۀ فریب ، عریان سازد."(نهج البلاغه ، ترجمه جواد فاضل ، ص ، 272 )
از مطلب دور شدیم " اگر چه همه، ذکرِ مطلب است " و بیانِ حقایق ، لذا اجازه می خواهم در این نامه به درج چند نمونه از بیانات و نظریاتِ بعضی از حکماو علما و محققینِ بزرگ اسلام دربارۀ آزادیِ دین و بیان و عقیده اقدام نموده و قضاوت را به عهده قضّاتی که ملَبّس به ردای انصاف و تقوایند نمایم :
الف : آزادی دین و بیان از دیدگاه استاد مطهری :
1- استاد مطهری در کتاب « سیری در سیرۀ نبوی » می نویسد:
« آیا در اسـلام اجبار بر ایمان وجود دارد که مردم را مجبور کنید که مؤمن بشوند؟ نه. به چه دلیل؟ به دلایل زیادی. اولین دلیلش این است که ایمان اجبار بردار نیست. آنچه پیغمبران می خواهند ایمان است نه اسلام ظاهری و اظهار اسلام، و ایمان اجبار بردار نیست چون ایمان اعتقاد است، گرایش است، علاقه است. اعتقاد را که با زور نمی شود ایجاد کرد، علاقه و مهر و محبت را که به زور نمی شود ایجاد کرد، گرایش باطنی را که به زور نمی شود ایجاد کرد. آیا پدر و مادری به دخترشان – که پسری را که از او خواستگاری می کند دوست ندارد- بگویند: الان کاری می کنیم که او را دوست داشته باشی، چوب فلک را بیاورید، اینقدر می زنیم تا او را دوست داشته باشی؟! بله، می شود آنقدر کتکش زد تا بگوید دوست دارم یعنی حرفش را به دروغ بگوید، اما اگر تمام چوبهای دنیا را به بدن او خرد کنند آیا ممکن است که با چوب، دوستی ایجاد بشود؟! چنین چیزی محال است. آن، راه دیگری دارد. اگر می خواهیم ایمان در دل مردم ایجاد کنیم، راهش جبر و زور نیست، راه آن حکمت است، « اَلمَوْعِظَۀُ الْحَسَنَه » است، « جادِلْهُم بِالَّتی هِیَ اَحسَنُ » است. .. " (استاد مطهری ، سیری در سیرۀ نبوی ، ص 196 و 167)
2- جناب مطهری در کتاب " آیندۀ انقلاب اسلامی ایران " مینویسد :
«من به جوانان و طرفداران اسلام هشدار می دهم که یک وقت خیال نکنند که حفظ و نگهداری اسلام [با سلب آزادی بیان تحقق می یابد.] برخی جوانان خیال نکنند که راه حفظ معتقدات اسلامی و جهان بینی اسلامی این است که نگذاریم دیگران حرفهایشان را بزنند. نه، بگذارید بزنند ... تصور نشود که با جلوگیری از ابراز افکار و عقاید می شود از اسلام پاسداری کرد. از اسلام فقط با یک نیرو می شود پاسداری کرد و آن منطق و آزادی دادن و مواجهه صریح و رُک و روشن با افکار مخالف است.» (مرتضی مطهری ، آینده انقلاب اسلامی ایران،ص 49-48)
«هر کسی در درجه اول فکرش باید آزاد باشد، بیان و قلمش باید آزاد باشد. اما فکر آزاد باشد یعنی اگر کسی واقعاً منطقی و فکری دارد فکر خودش را بگوید. اتفاقاً تجربه های گذشته نشان داده است که هر وقت در جامعه ما نوعی آزادی فکری بوده – ولو از روی سوء نیت هم بوده است- این امر به ضرر اسلام تمام نشده، بلکه به سود اسلام تمام شده است (همان ماخذ ، ص ، 94)
« جمله دیگر که در میان ما مکرر بازگو می شد، در فرمانی است که علی (ع) به نام مالک اشتر نوشته است و مکرر شنیده اید. به مالک، والی و استاندار مصر که از طرف او تعیین شده است، می نویسد: به مردم درس آزادمنشی بده، کاری نکنی که چون تو مافوق مردم هستی مردم را ساکت کنی، مردم را تحقیر کنی، صدای مردم را خفه کنی، به دلیل این که تو مافوق هستی آنها مادون ... بعد می گوید: به مردم جرأت و شهامت بده، میدان را برای اعتراض مردم باز کن، بگذار بیایند حق خودشان را از تو مطالبه کنند و نترسند. چرا باید مردمی از والی و حاکم خودشان ترس و رعب داشته باشند؟» (همان ماخذ ،ص 127)
ب : دیدگاه آیت الله محمد حسین طباطبائی
مفّسرقرآن کریم آیت الله محمد حسین طبا طبا ئی در تفسیر مشهور خود " المیزان " می نویسد :
"در جملۀ " لا اکراه فی الدین " دینِ اجباری نفی شده است. چون دین عبارت است از یک سلسله معارفِ علمی که معارفی عملی به دنبال دارد و جامعِ همۀ آن معارف ، یک کلمه است و آ ن عبارت است از اعتقادات و اعتقاد و ایمان هم از امورِِ قلبی است که اکراه و اجبار در آن راه ندارد." (ص 523 و 524 )
و نیز در قسمتی دیگر از این تفسیر آمده است که :
" . . . و این آیۀ شریف یکی از آیاتی است که دلالت می کند بر این که مبنا و اساسِ دینِ اسلام شمشیر و خون نیست و اکراه و زور را تجویز نکرده . پس سست بودنِ سخن عده ای از آنها که خود را دانشمند دانسته ، یا متدیّن به ادیانِ دیگر هستند و یا به هیچ دیانتی متدیّن نیستند و گفته اند که اسلام دینِ شمشیر است و به مسئلۀ جهاد که یکی از ارکانِ این دین است استدلال نموده اند معلوم می شود. " (ص 524 و 525)
همچنین در مقامی دیگر می فرمایند :
" چون حق روشن است ، بنابراین قبولاندنِ حقِ روشن اکراه نمی خواهد و این معنا چیزی است که حالش قبل از نزولِ حکمِ قتال و بعد از نزولِ آن فرق نمی کند. پس روشنائیِ حق امری است که در هر حال ثابت و نسخ نمی شود." (ص 526)
ج: چند نمونه از " کتاب آزادی در قرآن "
سید محمد علی ایازی محقق و مؤلّفِ کتاب " آزادی در قرآن " با استناد به آیاتی از قرآنِ کریم ، سخنان پیامبر (ص) و ائمه اطهار و نیز با ذکر دلایلِ عقلی و بیانِ مقتضیاتِ زمان، دهها دلیلِ آشکار در اثباتِ آزادیِ دین و بیان و عقیده در اسلام نقل کرده است که به چند نمونه از آن ذیلاً اشاره می شود :
1- تنوع و چندگانگی فکر و عقیده، طبیعیِ هر جامعه ای است و تقریباً گریزناپذیر است که در این جامعه افکار و عقاید و ادیان مختلفی وجود داشته باشد ... اضافه بر اینکه خداوند هم در نظام تکوین اسباب و مقدمات چندگونگی فکر و عقیده را فراهم کرده است و هیچ وقت از وسایلِ تکوینیِ اجباری برای انقیاد و مطیع کردن بندگان استفاده نکرده است. ( سید محمد ایازی ، آزادی در قرآن ، ص ،154 )
2- «آزاد گذاشتن افراد برای طرح عقاید خود –گرچه آن افکار مخالف و ضد دین باشد – خطر و ضرری برای دین ندارد و از نظر اسلام، نسبت به آن منع و تحذیری نرسیده است. تجربه بشری ثابت کرده، آنچه ضرر داشته، منع و جلوگیری ای بوده که به نام دین، حتی از عقاید غیر خلاف و جنگهای خانماسوز دینی و مذهبی شده و فکر جامعه را به انحطاط و ابتذال و تنگ نظریها سوق داده است.»
سپس در قسمتی دیگری از کتابش می نویسد: «اگر عقیده و فکری اشتباه و بر خلاف حق است، باز نباید مانع انتشار آن شد، زیرا باز گذاشتن دست مخالفان، نوعی تلاش و کوشش را از سوی معتقدان حق دامن می زند و زمینۀ رقابت فکری و فرهنگی و تبادل آرا را به وجود می آورد. در حالی که حذف کنندگان آن، باز به هر تقدیر زبان برده اند، چون اگر فضای بحث و گفتگو و حتی اصطکاک عقاید را آزاد می گذاشتند از برخورد حق و باطل چهره حق شفافتر دیده می شد ... امیر مؤمنان در این باره می فرماید: اضربوا بَعضَ الرأی بِبَعضٍ یَتَولَّدُ مِنهُ الصَّواب، امخضوا الرأیَ مخض السقاء. (یعنی) رأیها را برخی بر برخی دیگر عرضه کنید که رأی درست این گونه پدید می آید. همچون شیری که برای بیرون کردن کرۀ آن در میان مشک می ریزند و می زنند. »
«منعِ بیانِ عقیده ای به دلیلِ اطمینان بر بطلانش معارض با عقیدۀ گروه مخالف است که به حق بودن عقیده خود اطمینان دارد و از آنجا که در بخشی عظیم از مسائل انسانی و معارف الهی تفسیرهای متفاوت وجود دارد و حق با باطل ممزوج شده است، این احتمال جدی است که ممانعت از بیان، سدی بزرگ است در مقـابل شفاف کردن حق و منجر به تفسیر دلبخواهی از حـقایق خواهد شد. » ( همان ماخذ ،ص ،170 و 171)
«وانگهی شاید در گذشته ما می توانستیم از رواج فکر باطل جلوگیری و آن را محو و نابود کنیم و از انتشار آن ممانعت به عمل آوریم، و با نابود کردن کتاب یا رساله و یا به حبس انداختنِ قائل از گمراه کردن مردم جلوگیری کنیم. اما در عصر کنونی که ما در دهکده جهانی قرار گرفته ایم و ارتباطات آنچنان قوی و گسترده است، این جلوگیری نه تنها مؤثر نیست که چه بسا موجب رونق باطل و تقویتِ آن خواهد شد. بنابراین در شرایط فعلی تنها راه برخورد با افکار منحرف فکری و مقابله علمی است اگر نگوییم این روش همیشه مؤثر است. امیر مؤمنان در جمله ای می فرماید: "توانایی آن کسی که به سراغ دلیل و استدلال می رود، بیش از توانایی کسی است که قدرت و ابزار سیاسی و نظامی دارد و آن را به کار می گیرد" 1 ... فقهای بزرگ گذشته ما همواره شعارشان این بوده "نحن ابناء الدلیل"2 ما فرزندان دلیل و برهان هستیم و تنها چیزی که ما را قانع می کند مدرک و دلیل است. وقتی بزرگان دینی شعارشان چنین بوده است چگونه می توانیم جامعه را با منع و تشدید قانع کنیم و از طرف آنها قیمومیت کنیم و حق تشخیص را از مردم سلب کنیم.» (همان ماخذ ،ص ،215 و 216)
8- « اما این سخن نیز نمی تواند درست باشد، زیرا به صرف اینکه بعضی از مردم گمراه می شوند و یا به علت قصور فهم دچار اشتباه می گردند ما نمی توانیم از حقِ بیانِ کسی جلوگیری کنیم، چون این عمل دلیل می خواهد، و مشکلِ اشخاص به خودشان مربوط است. ما نمی توانیم به این دلیل که کسی منحرف می شود و خود دارای قصورِ فهم است، مانعِ حرفِ حقِ کسی شویم ... بنابراین اگر انتشار مطالبِ حقی به دلیلِ بدفهمیِ دیگران منجر به گمراهیِ کسی می شود، ما نمی توانیم به این دلیل مانع انتظار آن شویم و افراد باید مشکلِ خودشان را خودشان حل کنند و اینکه فرد به خاطر نوشته حقی یا غیر باطلی منحرف می شود دیگر به گوینده و نویسنده آن ارتباطی ندارد، چنان که به جامعه هم مربوط نمی شود.» ( همان ماخذ ،(226 و 227)
«وقتی از آزادیِ بیان، اندیشه و ابراز عقیده در مسائلِ فکری و سیاسی بحث می شود، منظور آزادی مخالفان است، وگرنه اگر کسی موافق با اندیشۀ جامعه سخن گفت یا از اکثریت دفاع کرد، این آزادی دارای ارزش نیست. اینکه در جامعه عده ای به نفعِ صاحبانِ قدرت سخن بگویند یا به مخالفان هر چه می خواهد بگویند و مخالفان هم نتوانند پاسخی بدهند دلیل بر آزادی نیست. منظور از آزادی، قدرت و اختیار عقیده، و انتشار آن در فضای مخالفِ قدرتِ حاکم است. موافقِ قدرت، سخن گفتن نیاز به آزادی ندارد. زیرا مانعی برای او وجود ندارد. بر سریر قدرت سخن گفتن امنیت و حمایت نمی خواهد این مخالف است که در اقلیت و بر خلافِ جریانِ حاکم قرار دارد و لذا نیاز به امنیت جانی و مالی و عرضی برای سخن گفتن و ابراز اندیشه خود دارد.» (همان ماخذ ،ص ،24 و 25)
«مردم اصولاً حق حیات و آزادی دارند و هر عقیده ای برای صاحبانش محترم است، به همین دلیل، مخالف می تواند از عقیده خود دفاع کند و آن را برای دیگران بیان کند. آزادی اجتماعی به معنای برخورداری از نوعی قدرتِ تحتِ حمایتِ جامعه برای ابرازِ عقیده و اندیشه است. از این روی می توان آزادی را نوعی حقِ انسانی تلقی کرد.» ( همان ماخذ ،ص 32)
« وقتی سخن از آزادی بیان می رود به این معنا نیست که آن سخن در داخل محدوده اندیشۀ اسلامی باشد، بلکه به تعبیر شهید مطهری افراد هر جور که می خواهند بیاندیشند و هر جور می خواهند عقیده خود را ابراز کنند. از این جهت اسلام محدودیت قائل نشده و نگران طرح عقاید انحرافی در جامعه هم نیست.» ( همان ماخذ ،ص ،197 و 198)
اگرچه نویسنده محترم برای مخالفین نیز حقِّ آزادیِ بیان قائل شده است ولکن باید اذعان نمود که آئین بهایی نه تنها مخالفِ اسلام نیست بلکه همانطور که بارها عرض شد بهائیان، دیانت مقدس اسلام را به عنوان یکی از ادیان بزرگ الهی قبول دا شته و پیوسته – با همه ی اذیت و آزاری که ازبعضی از مسئولینِ جمهوری اسلامی متحمل شده و می شود – از حقایقِ عالیه آن که در دوره ای از تاریخ ِبشریت ، تمدّنِ عظیم ِاسلامی رابنیان نهاده است ، دفاع نموده و می نماید .
در نامه بعدی به ذکر نظریات ِعلما و محققین ِ مذهب سنّی که بالغ بر یک میلیارد نفر می باشند مبادرت خواهم نمود .

1 - «قوۀ سطلان الحجۀ اعظم من قوه سلطان القدرۀ»
2 - استادی، رضا، سی مقاله فقهی اخلاقی اجتماعی، ص 193
ادامه مطلب

"Free Sara Mahboubi" کلیپ تصویری

ادامه مطلب

«بهاییان ژست می‌گیرند؟ جوان خوش‌تیپ را می‌گیرند»

به بهانه بازداشت سامان استوار‌ «فعال حقوق کودک»


۱۳۹۰ فروردین ۲۲
بهمن نیروانی
پاسخی به انتشار خبر جوان‌آنلاین
در دوران جوانی ما، بزرگ‌ترها می‌گفتند که «مراقب باش؛ که خوش‌تیپ‌ها را می‌گیرند». «جوان آنلاین» طی گزارشی خبر از ژست گرفتن بهاییان داد. طبق ادعای این خبرگزاری ژست بهاییان‌، حقوق بشری است. با کنار هم قرار دادن این کبرا و صغرا می‌توان فهمید، که چرا دستگیری فعالان حقوق بشرِ بهایی برای خبرگزاری «جوان آنلاین» امری طبیعی است. زیرا برای مثال از نظر جوان آنلاین ژست‌ «سامان استوار»، فعال‌ حقوق بشر کرمانی به عنوان یک بهایی، خوش‌ژستی است و مستحق حبس و بازداشت.
فایل صوتی را از اینجا بشنوید
دانلود فایل صوتی
حتا این مطلب که بعد از گذشت چهل روز از بازداشت سامان ، خانواده وی اتهامش را نمی‌دانند، از منظر جوان آنلاین نقض حقوق بشر به حساب نمی‌آید. و اگر سامان استوار به کودکان زلزله‌زده بم که بسیاری از مسوولین و غیر مسوولین فراموششان کرده‌اند کمک کند، نه فعالیت حقوق بشری، که ژست گرفته است. شاید هم جوان‌آنلاین از این‌که خودش هم جوان است، ولی کسی تحویلش نمی‌گیرد به سایر جوانان این مملکت چون «سامان استوار» که مایه افتخار مردم این سرزمین به خاطر فعالیت‌های بشردوستانه‌اش می‌باشد، حسادت می‌کند.
طبق آخرین گزارشات این خبرگزاری، بهاییان این ژست را «همواره» می‌گیرند. پس بهاییان‌، آن‌زمان که سازمان ملل و منشور حقوق بشری نیز وجود نداشت، تقریبن از صد وپنجاه سال ‌پیش که برخی از متعصبین مذهبی بهاییان را مورد آزار و اذیت قرار می‌دادند، این ژست را می‌گرفته‌اند. بنا براین دعوی جوان آنلاین، بهاییان با ژست همیشگی حقوق بشری خود، منشور حقوق بشر را در عرصه‌ی دید جهانیان قرار دادند و ایران نیز با عضویت در سازمان ملل به عنوان نهادی که حقوق بشر را محترم می‌شمارد، یا دارد ژست حقوق بشری می‌گیرد و یا ژست بهاییان را باید به رسمیت بشناسد. نه آن‌که ایشان را به اتهام ژستی که می‌گیرند، روانه زندان کند. آیا در منشوری که ایران از حقوق بشر به رسمیت می‌شناسد، ژست حقوق بشری گرفتن‌، فعالیتی ضد حقوق بشری و مستوجب جزا و کیفر است؟
جوان‌آنلاین زمانی می‌تواند دم از «ژست» حقوق بشری کسانی چون «سامان استوار» بزند که اثبات کند وی در ظاهر، ژست حقوق بشری می‌گرفت اما در عمل کار خاصی برای کودکان زلزله‌زده بم انجام نمی‌داد، اما بازداشت‌های اخیر  فعالان حقوق کودک در بم، حاکی از  این بوده است که این افراد فارغ از دینی که داشتند و بی‌آن‌که خود را به عنوان یک فرد بهایی معرفی نمایند، برای کودکان این شهر بعد از زلزله‌ی بم جان‌فشانی‌ها نمودند و فعالیت‌های موثر و قانونی انجام داده‌اند و گواه این مطلب اظهارات والدین و اهالی آن دیار است. این افراد، بی‌هیچ ادعایی در راستای احیای بم و تربیت کودکان ‌آسیب‌دیده این منطقه اقداماتی موثر و فعالیت‌های ماندگاری انجام دادند.
این خبر گزاری  ادعا می‌کند که این ژست بهاییان، ترفندی همیشگی از طرف جامعه بهایی است.  اما نمی‌گوید در مجامع بین‌المللی برخی مسوولین حکومت ایران ادعای رعایت حقوق بشر و اقلیت‌های مذهبی را در ایران دارند، در حالی که در سال جاری بالغ بر صد بهایی در ایران صرفن به‌دلیل اعتقاد به دیانت بهایی بازداشت شدند و هفت رهبر جامعه بهایی موسوم به یاران ایران بدون ارایه هیچ سند و مدرک ‌مستدلی به مجامع بین‌المللی و یا حتا وکلای یاران در مجموع به 140 سال حبس تعزیری محکوم گشتند.
یک‌بار دیگر این تصویر را مجسم نماییم: «فرقه‌ای ضاله ژست می‌گیرد.» البته «این ژست یک ترفند است و این ترفند همیشگی.» در این میان هیچ‌کس جز جوان‌آنلاین و هم‌راهانش، از این «ژست‌ فرقه‌ی ضاله‌ای ‌‌همیشگی» با خبر نمی‌شود، چرا؟ معلوم نیست. معلوم نیست عبارات مندرج در گزارش فوق، خبری است و یا قضاوتی اخلاقی؟ آیا مسوولیت یک رسانه‌ی خبری این است که به جای مراجع قضایی در مورد نیت انسان‌ها به درد و دل با مخاطبین خود بپردازد و در همان زمان‌، دادگاه این افراد پشت درهای بسته برگزار شود و جوان‌آنلاین از رسالت اصلی خود غافل بماند؟ آیا مسوولین خبرگزاری جوان  مطلع هستند که هنوز «سامان استوار» بعد از گذشت چهل روز از بازداشتش – برخلاف اصل 32 قانون اساسی-  تفهیم اتهام نشده است؟ آیا بهتر نیست به جای تحلیل اخلاقی نیت متهمانی که هنوز جرمشان محرز نشده است و در نتیجه‌، حکم برائت‌- طبق اصل 37 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران‌- در موردشان مصداق دارد، به توصیف  وضعیت ضد حقوق بشری «سامان استوار» در بازداشت‌گاه اطلاعات‌ بپردازد؟  آیا این خبرگزاری که ادعای ژست گرفتن ندارد و دعوی بی‌طرفی اقامه می‌نماید، نباید اقدام به خبر‌رسانی در جهت احقاقِ حقوق شهروندی «سامان استوار» نماید؟
همه این بی‌انصافی‌ها در حالی است که این خبرگزاری «سامان» را نه فعال حقوق بشر، که «لیدر» بهایی معرفی می‌کند و چون دیانت بهایی را «فرقه ضاله» می‌داند، سامان را مستحق بازداشت می‌پندارد. این خبر‌گزاری چندی پیش یکی دیگر از بهاییان را در متل قو «لیدر» بهاییان معرفی کرده بود که دستگیر شد. معلوم نیست در حالی که رهبران جامعه بهایی در زندان هستند، این لیدرها چگونه کشف می‌شوند و با وجود دستگیری این همه رهبر و لیدر، جامعه بهایی چگونه هم‌چنان به حیات پویای خود ادامه می‌دهد؟ ایکاش قوه قضاییِ کشورمان به جای توصیف موقعیت متهمین به قضاوت عادلانه و قانونی اقدام نماید و رسانه‌های دولتی‌، به جای قضاوت، به توصیف واقعیات پردازند.
در ضمن معلوم نیست اگر هم اثبات شود که این فرد، لیدر بهایی باشد چه ارتباطی به فعال حقوق کودک بودنش دارد؟ آیا باید برای کمک به انسان ها هم از فیلترِ دین عبور نمود؟ آیا پیش از این‌که دیندار باشیم، انسان نیستیم؟ آیا امام حسین (ع) در کربلا خطاب به مهاجمین نفرمودند که اگر دین ندارید‌، لااقل آزاده باشید؟ آیا از نگاه خبر‌گزاری جوان،  دین پیش شرط آزادگی است؟
واقعن چگونه باید با ادبیات جوان‌آنلاین ارتباط برقرار کرد؟ معلوم نیست منظورش از «ارتباط گیری» سرویس‌های اطلاعاتی خارجی از طریق «پوشش» های سازمان ملل مانند «یونیسف» با «یادی» خود چیست؟ واژه «ایادی» تداعی‌گر کدام اصطلاح سیاسی- امنیتی است؟ آیا ایران در سازمان ملل عضو نیست؟ آیا یونیسف را قبول ندارد؟ آیا سایر زیر‌مجموعه‌های سازمان ملل را قبول ندارد؟ اگر ایران این عضویت را می‌پذیرد چرا جوان‌آنلاین این سازمان‌های بین‌المللی را که مورد تایید دولت ایران است، «پوششی» برای «ارتباط‌گیری» با «سرویس‌های اطلاعاتی خارجی» می‌داند؟ آیا جوان‌آنلاین به این طریق می‌خواهد ثابت کند که دولت ایران نیز از طریق عضویت در نهادهای سازمان ملل و سخن‌رانی‌هایی که همه‌ساله در آن انجام می‌دهد، می‌خواهد «پوششی» برای «ارتباط گیری» خود با «سرویس‌های اطلاعاتی خارجی» ایجاد نماید؟ در این صورت جوان‌آنلاین به عنوان یک رسانه دولتی تحت این پوشش چه نقشی در این «ارتباط گیری» دارد؟ جوان‌آنلاین با مبانی جدلی سراسر کینه و بغضش ناخواسته به همه عالم، حتا دولت جمهوی اسلامی ایران، حتا به خود برچسب «بهایی»‌بودن می‌زند.
مسوولین گرامی جوان‌آنلاین بعد از سال‌ها باید فهمیده باشند که بهاییان از ساحلِ «نام‌ها» گذشته و به دریای دریای بی‌کران «جان» پیوستند. ایمان را امری وجدانی می‌دانند و شرط انسانیت را خدمت به اهل عالم. حال نام «فعال حقوق بشر» بر رویشان باشد و یا کسی که ژست می‌گیرد، چه فرقی دارد؟ در زندان باشند و یا آزاد، به فکر رهایی از حبس تعصب‌اند و در آرزوی وحدت و هم‌راهی هم‌وطنان خویش از هر دین و قومی. بدان امید که روزی چشم‌های ما به جای آن‌که کدر از کینه باشد، زیبایی خدمات «سامان» عزیز را که استوار در پی احیای سامانش در تکاپو است بنگرد. روزی رسد که دین سبب رفاه عالم و نزدیکی انسان‌ها باشد، نه ابزاری در دست قدرت و دوری انسان‌ها از یک‌دیگر.

 18/1/89

منبع: رادیو کوچه
ادامه مطلب

دادگاه هوشنگ فنائیان 22 فروردین برگزار می گردد



 http://www.edu-right.net/images/stories/houshang%20fanaian_thumb_medium138_204.jpg
هوشنگ فنائیان شهروند بهایی ساکن شهرستان آمل از بازداشتگاه اطلاعات شهر ساری در تاریخ پنج شنبه 18 فروردین 1390 پس از تحمل 25 روز بازداشت انفرادی به زندان عمومی شهرستان آمل منتقل شد. طبق ابلاغ دادستان آمل به خانواده ایشان دادگاه وی در تاریخ دوشنبه 22 فروردین ماه برگزار خواهد شد.

مامورین اطلاعات استان مازندران ایشان را در تاریخ 23 اسفند 89 در محل کارش بازداشت کردند و مستقیما به بازداشتگاه اطلاعات در شهرستان ساری منتقل نمودند. این شهروند بهایی در تمام دوران بازداشتش در اطلاعات ساری در ایام عید تنها یکبار اجازه یافت با خانواده خود گفتگوی تلفنی برقرار نماید و درتمام این مدت از ملاقات حضوری محروم بود.


انتهای پیام
منبع: هرم نیوز
ادامه مطلب

 آزادی دو شهروند بهایی مشهد


دوشنبه، ۱۵ فروردین ۱۳۹۰
جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی - دو شهروند بهایی ساکن مشهد به نامهای ضیائیه اسحاقی (شعاعی) و فرهاد امری که در تاریخ ۱۲ دیماه سال ۱۳۸۹ دستگیر شده بودند با قرار وثیقه از زندان آزاد شدند.
به گزارش جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی خانم اسحاقی روز ۱۴ فرودین ماه و آقای امری روز ۱۵ فروردین ماه از زندان آزاد شدند. لازم به ذکر است که آقای امری داماد خانم اسحاقی است.
این دو شهروند بهایی ساکن مشهد، اکثر دوران بازداشت خود را در سلولهای انفرادی سپری کردند.
لازم به توضیح است که در چند ماه گذشته فشار بر بهاییان به خصوص بهاییان فعال در حوزه کودکان افزایش یافته است و بیش از ۱۵ شهروند بهایی در شهرهای کرمان، مشهد، اصفهان و تهران دستگیر شدند.
ادامه مطلب

تمدید قرار بازداشت هوشنگ فناییان، شهروند بهایی، در پی مراجعه خانواده اش به مراجع قضایی

دوشنبه، ۱۵ فروردین ۱۳۹۰
جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی – در پی مراجعه خانواده آقای هوشنگ فناییان به مراجع قضایی و در نهایت امام جمعه آمل برای پیگیری وضعیت ایشان، رئیس اطلاعات شهر آمل از تمدید قرار بازداشت این شهروند بهایی به مدت سی روز خبر داده است.

به گزارش جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی در بخش حقوق بشر، بنا بر اظهارات رئیس اطلاعات شهر آمل، اتهام ایشان نوشتن نامه به رهبر جمهوری اسلامی  ایران ذکر شده است.

هوشنگ فناییان شهروند بهایی شهر آمل است که در تاریخ ۲۲ اسفند ماه توسط مأموران وزارت اطلاعات بازداشت شده و هم اکنون در بازداشت وزارت اطلاعات در زندان کچویی ساری به سر می برد.

نامه هوشنگ فنائیان به رهبر در عید ۱۳۸۷


نامه سرگشاده هوشنگ فنائیان، شهروند بهایی به رهبر جمهوری اسلامی ایران


نامه سرگشاده هوشنگ فنائیان به جامعه روحانیت روشن ضمیر واندیشمند و فرهیخته ایران زمین

ادامه مطلب

نامه دختر هوشنگ فناییان به پدر زندانی اش



جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی –  متن زیر نامه ی گلارا فناییان، دختر هوشنگ فناییان شهروند بهایی شهر آمل است که در تاریخ ۲۲ اسفند ماه توسط مأموران وزارت اطلاعات بازداشت شده و هم اکنون در بازداشت وزارت اطلاعات در زندان کچویی ساری به سر می برد.
"سین مثل سربلندی "
بابا جون الله ابهی
هیچ وقت تصور نمی کردم یکروز بخواهم برایت نامه ای بنویسم ، آنهم نامه ای که می دانم نمی توانم برایت پست کنم .
یادم می آید آخرین باری که برایت نامه نوشتم ده سال پیش بود وقتی که نمی خواستم باهات حرف بزنم ؛ اما حالا این نامه را می نویسم چون نگذاشتند که باهات حرف بزنم . پس چاره ای ندارم جز اینکه حرف هایم را در این نامه برایت بنویسم . می خواهم بنویسم که دلم برایت تنگ شده ، که تو این ۷ روزه بازداشتیت هر بار که صدای زنگ تلفن را می شنیدم فکر می کردم توئی.
خیال میکردم حالا که بدون هیچ گناهی فقط به جرم بهایی بودن بازداشتت کردند حد اقل اینقدر انصاف را به خرج میدهند که بگذارند با خانواده ات تماس بگیری . اما اشتباه میکردم . افرادی که برنامه دستگیریت را طوری چیدند که تمام تعطیلات عید را از خانواده ات دور باشی میتوانند تو را از کمترین حق قانونی ات هم محروم کنند. 
اما نا امید نشدم ، تمام اداره ها رو برای یک لحظه دیدنت زیر و رو کردم به این امید که شاید بین این همه آدم حد اقل یک نفر به احترام اینکه در کشور اسلامی زندگی میکنند ، به احترام اینکه ادعای ایمان به حضرت محمد رو دارند کمی انصاف به خرج دهند اما ...
بابا دلم برات تنگ شده ، نگرانتم ، اما ناراحت نیستم ، سرشکسته و خجل زده نیستم ، و بر عکس تفکر پوچ آنهایی که خیال میکردند میتوانند با دستگیری ات یکی از سین های هفت سینمان را سر شکستگی و سرخوردگی بکنند اما برعکس ما سربلند و سر افرازیم و به داشتن پدری مثل شما افتخار میکنیم . اگر جرم شما بهایی بودن است ما به مجرم بودنتان افتخار میکنیم . افتخار میکنیم که پای ایمانت و عشقت ایستادی. بهت افتخار میکنیم که ظلم و ستم این آدم ها ذره ای از محبت خالصانه وجودت را کم نکرد.
هرچند عید امسال پیش ما نیستی ، هرچند که میبینم همه برای با هم بودن برنامه ریزی میکنند و خوشحالند اما نمیخواهم غمگین باشم و از غصه دوریت اشک بریزم چون میدانم که میدانی ارزش رنجی که میکشی خیلی بیشتر از حد تصور هر فردی است. و چون میدانی که فرمودند (( بلائی عنایتی)) پس حالا که این فضل و عنایت نصیب ما شده برای چه ناراحت و افسرده باشیم . اما ناراحتی من به خاطر نبودنت نیست برای تاسف بر حال افرادیست که تصور میکنند با زندانی کردنت به موفقیت بزرگی دست یافتند اما غافلند از اینکه خود در افکارشان زندانیند و در تعصبشان گرفتارند .
بابا ، چند ساعت دیگر سالی نو آغاز می شود و من در لحظه تحویل سال فقط یک آرزو دارم و آن آزاد شدن همه افراد از زندانهایشان است . چه شما و چه آنها .
دوستت دارم و به تو افتخار می کنم .
عیدت مبارک
گلارا

۲۹/۱۲/۱۳۸۹


ادامه مطلب

هرانا؛ اخراج كليه كارمندان بهايي شركت "آچيلان در"


خبرگزاری هرانا - در حالیکه بیش از دو ماه از بازداشت مدیر عامل و پنج نفر از کارمندان شرکت "آچیلان در" توسط ماموران اطلاعات سپاه گذشته است، طی روزهای گذشته کلیه کارمندان و کارگران بهایی شاغل در شرکت مزبور در شهرهای تهران و مشهد به دستور ادارهٔ اطلاعات سپاه از کار اخراج شدند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، تعداد دقیق اخراج شدگان هنوز مشخص نیست ولی بیش از ۲۵ شهروند بهایی در آستانهٔ عید نوروز و فرارسیدن سال نو از کار اخراج شده‌اند.
قابل ذکر است از بین شش شهروند دستگیر شده فوق الذکر، سه نفر از کارمندان از پیروان آئین بهایی می‌باشند.
گفتنی ست تاکنون هیچ نوع اتهام روشن و مشخصی در مورد دلیل این دستگیری و محل نگهداری بازداشت شدگان به خانواده‌های ایشان ارائه نشده است.
لازم به یادآوری ست که بازداشت این افراد پیرو انتشار خبری در خبرگزاری دولتی فارس مبنی بر ممنوعیت استفاده از درب‌های اتوماتیک ساخت شرکت "آچیلان در" به دلایل امنیتی و وارد کردن اتهام وابستگی شرکت مزبور به بهائیان صورت گرفته بود.

منبع: هرانا
ادامه مطلب

هرانا؛ محکومیت یک شهروند بهایی به ۳ سال حبس تعزیری


خبرگزاری هرانا - "دیدار رئوفی" شهروند بهایی ساکن تهران به ۳ سال حبس تعزیری محکوم شده است.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، دیدار رئوفی بر اساس حکم شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه‌ای، به ۳ سال زندان محکوم شده است.

این شهروند بهایی در تاریخ ۲۳ بهمن ماه سال جاری محاکمه شده بود.

دیدار رئوفی در ۲۵ دی ماه ۱۳۸۷ دستگیر که پس از دو ماه بازداشت به قید وثیقهٔ ۷۰۰ میلیون ریالی آزاد شد.

شایان ذکر است که در حال حاضر حکم مزبور به دادگاه تجدید نظر ارسال شده است.

منبع : هرانا
ادامه مطلب
 
ساخت سال 1388 نشریه اینترنتی ای بهاء.قدرت گرفته با بلاگر تبدیل شده به سیستم بلاگر توسط Deluxe Templates. طراحی شده بوسیله Masterplan. . بهینه شده برای سیستم فارسی مجتبی ستوده