صفحات

‏نمایش پست‌ها با برچسب حقوق بشر در ایران. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب حقوق بشر در ایران. نمایش همه پست‌ها

نامه نسرین ستوده به دخترش مهراوه: تو به مانند من طاقت آوردی

هرانا

همزمان با اعلام جایزه پن امریکا به نسرین ستوده که به خاطر دفاع ازحق آزادی بیان به او اهدا می‌شود،  نسرین ستوده به دخترش مهراوه از داخل زندان نامه ای نگاشته است که در زیر می‌خوانید:


مهراوه عزیز دلم!

دختر افتخار آفرینم!

از بند ۲۰۹ زندان اوین برایت سلام و آرزوی سلامتی می‌فرستم. از سبد سلام‌هایم نگرانی‌ها، دلتنگی‌ها و اشک‌هایم را برمی‌دارم تا سبدم سرشار از سلام و سلامتی برای تو و برادر عزیزت باشد.

شش ماه است از شما کودکانم دور مانده‌ام. در این مدت تنها امکان چند بار ملاقات با شما را در حضور ماموران امنیتی داشته‌ام. در این مدت حتی امکان ارسال نامه‌ای یا دریافت عکسی از شما یا حتی ملاقاتی آزادانه و بدون شرایط امنیتی را نداشته‌ام و تو نمی‌دانی چه غمی بر دلم چنگ می‌زد هر بار که می‌دیدم در چه شرایطی باید با شما ملاقات کنم...

هر بار پس از ملاقات و هر روز و هر روز در جدال با خویشتن از خود پرسیده‌ام آیا حقوق کودکان خود را رعایت کرده‌ام؟ و تو نمی‌دانی چقدر نیاز داشتم تا مطمئن شوم تو کودک نازنینم که به عقل و درایت‌ات ایمان دارم، مرا متهم به نقض حقوق کودکانم نمی‌کنی.

می‌دانی مهراوه جان، اصلا از روز اول بازداشتم به تو و برادرت و حقوقتان می‌اندیشیدم و برای تو به دلیل سن و سال‌ات بیشتر نگران بودم. نگرانی از طاقت‌ات و قضاوت‌تو، نگرانی از روحیه‌ات و بالا‌تر از همه، نگرانی از پذیرش این موضوع توسط دوستان و همکلاسی‌هایت. اما دیری نگذشت که ابرهای تردید و دودلی رخت بربستند و من دانستم هیچ یک از آن نگرانی‌ها واقعیت ندارند و من، نه، ما توانستیم محکم بر جای خویش بایستیم...

تو به مانند من طاقت آوردی، در پاسخ به صحبتم که گفتم: «دخترم یک زمانی فکر نکنی کاری کردم که شایستهٔ چنین مجازاتی باشم و فکر شما نبوده‌ام» و بعد با اطمینان به تو گفتم: «همهٔ کار‌هایم قانونی بوده است» به مهربانی با دست‌های کودکانه‌ات صورتم را نوازش کردی و به من اطمینان دادی که: «می‌دانم مامان... می‌دانم» و من آن روز از کابوس قضاوت فرزندانم‌‌ رها شدم.

دخترم! نگرانی‌هایم بابت رابطه تو و همکلاسی‌هایت نیز کاملا اشتباه بود، زیرا همیشه نسل جدید، زود‌تر از پدر و مادر‌ها به خرد و اندیشه‌ورزی می‌رسند...

و این چنین بود که من از همهٔ نگرانی‌ها خلاص شدم و محکم و استوار بر خانه اولم ایستادم....

این ایستادگی را بیش از همه، مدیون تو و پدرت هستم.

مهراوه عزیز دلم!

بگذار کمی از خاطرات خوشمان برایت بگویم. بار‌ها شب‌ها موقع خواب در زندان به یادم می‌آید چگونه تو را خواب می‌کردم. در میان لالایی‌های مختلف و شعرهای متفاوتی که برایت می‌خواندم. «پریا» را خیلی دوست داشتی. شب‌ها موقع خواب «پریا» را می‌خواستی و من شروع می‌کردم:

یکی بود یکی نبود

زیر گنبد کبود

لخت و عور، تنگ غروب سه تا پری نشسته بود....

دخترم!

یکی از مهم‌ترین انگیزه‌هایم برای پیگیری حقوق کودکان، تو بودی. همواره فکر می‌کردم و هنوز هم فکر می‌کنم که نتیجهٔ همهٔ تلاش‌هایم برای احقاق حقوق کودکان به هیچ کس، به اندازه کودکانم نمی‌رسد. هر بار که از دادگاه کودکان آزار دیده به خانه می‌رسیدم تو و برادرت را بیشتر و بیشتر در آغوش می‌فشردم. هنوز هم دلیل آن را نمی‌دانم. اما گویا از این طریق می‌خواستم آزار کودکان قربانی را جبران کنم!!!

یادم هست که یک بار گفتی دلت نمی‌خواهد ۱۸ ساله شوی و وقتی دلیل‌اش را پرسیدم جوابی دادی که گویی کودکی امتیازهایی دارد که نمی‌خواهی از دستشان بدهی و تو نمی‌دانی این جواب‌ات چقدر مرا خوشحال کرد.

در میان حرف‌هایت چقدر شده که به من و پدرت گوشزد کرده‌ای که هنوز کودکی و باید حقوق کودکانه‌ات را رعایت کنیم و اینکه هنوز ۱۸ سال‌ات نشده و...

و به این ترتیب ما را وادار به رعایت حقوق خودت می‌کردی و چه کار خوبی می‌کردی. چون‌گاه حتی غفلت می‌تواند حقوق دیگران را پایمال کند هرچند آن دیگری، فرزند شخص باشد. رعایت حقوق، گرفتن حق، عدالت طلبی، قانون محوری و خلاصه داستان ترازو و شمشیر همه،‌‌ همان است که تو با زبان کودکانه‌ات می‌خواستی و ما را که خودمان را بزرگ‌ترین غمخوار و ولی تو می‌دانستیم هشیار می‌کردی.

مهراوهٔ عزیزم!

همانطور که هرگز نتوانستم حقوق تو را نادیده بگیرم و در حد توان خویش در راه حفظ حقوق‌ات تلاش کردم، به‌‌ همان ترتیب هرگز نتوانستم حقوق موکلانم را نیز نادیده بگیرم.

چگونه می‌توانستم وقتی موکلانم در زندان‌اند، به محض دریافت احضاریه از میدان به در بروم؟ چگونه وقتی آن‌ها به من وکالت داده بودند و در انتظار محاکمه بودند آن‌ها را‌‌ رها کنم؟ هرگز نمی‌توانستم.

در پایان دوست دارم به تو بگویم که باز هم برای حفظ حقوق بسیار کسان و از جمله کودکانم و آینده شما، وکالت چنین پرونده‌هایی را پذیرفتم و بر این اعتقادم که سختی‌هایی که خانواده ما و بسیاری از موکلانم طی سال‌های اخیر تحمل کرده‌اند، بی‌نتیجه نیست. عدالت درست در‌‌ همان زمان که از او کاملا قطع امید کرده‌اند، از راه می‌رسد. بی‌گمان می‌رسد... برایت دنیایی کودکانه و پر از شادی و شادمانی آرزو می‌کنم. اگر بابت پرونده‌ام از بازجویان یا قضاتم ناراحت و دلتنگی، با نوای کودکانه‌ات برایشان آرامش طلب کن تا شاید از این راه ما نیز به آرامشی شایسته دست یابیم.

دلتنگ توام

صد بار می‌بوسمت

مامان نسرین

تغییر برای برابری
ادامه مطلب

نسرین ستوده از تجدیدنظرخواهی علیه ۱۱ سال زندانش انصراف داد

هرانا

خبرگزاری هرانا - نسرین ستوده وکیل زندانی محکوم به ۱۱ سال حبس اعلام کرده که از تجدیدنظرخواهی برای حکمش انصراف داده است.
نسرین ستوده وکیل و فعال حقوق بشر و زنان که از شهریور سال ۸۹ در زندان به سر می‌برد، در آخرین ملاقاتی که با همسرش داشته اعلام کرده که طی نامه‌ای به رئیس دادگاه انقلاب از تقاضای تجدیدنظرخواهی برای پرونده‌اش انصراف داده است.
رضا خندان همسر خانم ستوده به دویچه وله‌گفت: "با توجه به اينكه بازجويان به او گفته‌اند كه عين رای دادگاه بدوی را از دادگاه تجديدنظر تاييدخواهيم گرفت و با توجه به اين كه اين موضوع در دادگاه اوليه صادق بوده و بازجوها توانسته بودند رای ۱۱ سالی را كه قبلا گفته بودند از دادگاه بدوی بگيرند، بنابراين همسرم به این نتیجه رسیده که هر نوع تلاشی برای شكستن حكم بيهوده است و اعلام انصراف كرده است."
آقای خندان در پاسخ به این پرسش که چرا خانم ستوده نخواسته از حق خود تا آخرین لحظه دفاع کند اظهار داشت که وی نمی‌خواسته حکمش یک یا دو سال تقلیل یابد و بعد هم گفته شود که تجدیدنظر شده. به گفته‌ی آقای خندان این حکم از اساس غیرقانونی است و تنها خواسته‌ی آنها آزادی بی‌قید و شرط خانم ستوده است.
نسرین ستوده پس از دو جلسه محاکمه در آبان و آذر سال ۸۹ به ۱۱ سال زندان، ۲۰ سال محرومیت از وکالت و ۲۰ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شد. وی از شهریورماه ۸۹ بدون مرخصی و بدون حق ملاقات حضوری با دو فرزند ۱۱ و ۳ ساله‌اش در زندان اوین به سر می‌برد.
خانم ستوده در طی مدت بازداشتش دوبار دست به اعتصاب غذا زد.
ادامه مطلب

اتحادیه اروپا ۳۲ مقام ايرانی را به دلیل نقض حقوق بشر تحریم کرد

هرانا

خبرگزاری هرانا - اتحاديه اروپا توافق کرده است که ۳۲ مقام ايرانی را به دليل نقض حقوق بشر مورد تحريم قرار دهد و علاوه بر ايجاد محدوديت در صدور ويزا برای آنها، دارايی های اين افراد در کشورهای عضو اتحاديه اروپا را مسدود کند.

به گزارش رادیو فردا، ويليام هيگ، وزير امور خارجه بريتانيا، در اين زمينه گفته است که در جريان اعتراض های شمال آفريقا و خاورميانه، سرکوبگری رژيم تهران شديدتر شده است.

وی اظهار داشت: «بر اساس توافق وزیران امور خارجه ۲۷ کشور عضو اتحاديه اروپا، صدور ويزا برای ۳۲ مقام ايرانی ممنوع شده و دارايی های اين افراد نيز مسدود خواهد شد.»

آقای هيگ گفت: «اتحاديه اروپا امروز توافق کرد تا اقدام های شديدتری عليه ۳۲ نفر که به اعتقاد ما مسئول و عامل نقض حقوق بشر در ايران هستند به مرحله اجرا در آورد.»

وی به اسامی این مقام ها اشاره ای نکرد ولی پیشتر برخی گزارش ها از احتمال قرار دادن نام افراد زیر در این فهرست خبر داده بودند:

محمد علی جعفری، فرمانده سپاه، حسن فیروزآبادی، رییس ستاد کل نیروهای مسلح، علی سعیدی، نماینده ولی فقیه در سپاه، عبدالله عراقی و حسین همدانی از فرماندهان سپاه محمد رسول الله، حسین طائب، رییس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، محمدرضا نقدی، فرمانده بسیج، اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی و همچنین وزیران کشور، ارشاد، دادگستری و علوم همراه با رییس قوه قضاییه، معاون اول وی، سعید مرتضوی، دادستان پیشین تهران و چند قاضی دادگاه های انقلاب.

وزير خارجه بريتانيا، حصر رهبران مخالفان، بازداشت روزنامه نگاران و صدور احکام اعدام را از مهمترين موارد نقض حقوق بشر در ايران عنوان کرد.

وی افزود: «به نظر می رسد ايران بر اين باور است که به دليل تغييراتی که در خاورميانه در حال وقوع است، می تواند وضعيت وخيم تری را از نظر حقوق بشر بوجود آورد.»

اتحاديه اروپا در حال حاضر به دليل خودداری ايران از گفت و گو بر سر پرونده هسته ای خود، تحريم هايی عليه برنامه اتمی جمهوری اسلامی وضع کرده است.

توافق اخير اتحاديه اروپا پس از آن صورت گرفت که این اتحادیه روز دوم فروردين ماه سال جاری بر لزوم تحريم ناقضان حقوق بشر در ايران تاکيد کرد.

اسفندماه سال گذشته، شيرين عبادی، برنده ايرانی جايزه صلح نوبل، از کشورهای عضو اتحاديه اروپا خواسته بود، حساب و دارايی‌های ۸۰ تن از مقام‌های ايرانی را مسدود کرده و از سفر آنها به اروپا جلوگيری کنند.

همچنين ايالات متحده آمريکا از کشورهای اروپايی خواسته بود، همانند واشینگتن کسانی را که در نقض حقوق بشر در ايران دست داشته‌اند، هدف تحريم‌های خود قرار دهند.

آمریکا در سپتامبر سال گذشته هشت تن از مقام‌های ايرانی از جمله عزيز جعفری، فرمانده سپاه پاسداران، غلامحسين محسنی اژه ای، سخنگوی قوه قضاييه، سعيد مرتضوی، دادستان سابق تهران و حسين طائب معاون اطلاعات سپاه پاسداران را که گفته می‌شود در نقض حقوق بشر و به ويژه در کشتار معترضان به نتايج انتخابات رياست جمهوری سال گذشته در ايران دست داشتند، مورد تحريم قرار داد.

واشينگتن در اسفندماه گذشته، نام عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران، و محمدرضا نقدی، فرمانده نيروی مقاومت بسيج را نیز به اين فهرست اضافه کرد.

وضعيت حقوق بشر در ايران طی دو سال اخير و پس از برگزاری انتخابات جنجال برانگيز رياست جمهوری در خرداد سال ۱۳۸۸ رو به وخامت گذاشته و موج سرکوب فعالان مدنی، معترضان به عملکرد رهبران جمهوری اسلامی ايران، دانشجويان، روزنامه نگاران و اقليت های دينی تشديد شده است.

بان گی مون، دبير کل سازمان ملل، ۲۴ اسفندماه در گزارشی اعلام کرد که ايران سرکوب مخالفان را شدت بخشيده، و بر ميزان اعدام زندانيان سياسی و نوجوانان مجرم و قاچاقچيان مواد مخدر افزوده است.

در واکنش به وضعيت «وخيم» حقوق بشر در ايران، شورای حقوق بشر سازمان ملل در نشست چهارم فرودين ماه خود در ژنو با تعيين يک گزارشگر ويژه برای ايران موافقت کرد.

کشورهای غربی و آمريکا از اين تصميم شورای حقوق بشر استقبال کردند ولی ايران اين اقدام را «ناموجه و سياسی» خواند و اعلام کرد که با گزارشگر سازمان ملل همکاری نمی کند.
ادامه مطلب

گزارش سالانه نقض حقوق بشر در ایران منتشر شد / تفصیل - تحلیل - آمار بیش از شش میلیون مورد نقض حقوق بشر


گزارشات سالانه از نقض حقوق بشر در ایران فرصتی برای یادآوری وضعیت نگران کننده حقوق بشر در ایران است، همینطور یادمانی برای قربانیان نقض این حقوق. لازمه تهیه این گزارشات دسترسی مدافعان حقوق بشر به منابع یا مستندات است.
به دلیل عدم اجازه دولت ایران به مدافعان حقوق بشر جهت فعالیت به خصوص در حوزه گزارشگری نقض حقوق بشر و همینطور ممانعت از گردش آزاد اطلاعات و بالطبع به رسمیت نشناختن حوزه مستقل اجتماعی از سوی دولت ایران، در حال حاضر امر گزارشگری امری دشوار و خطیر در ایران محسوب می‌شود
به طوری که برخلاف تمام معاهدات و مقاوله نامه‌های حقوق شهروندی و همینطور اعلامیه سازمان ملل متحد در رابطه با حمایت از مدافعان حقوق بشر، در ایران امروز، گزارشگر نقض حقوق بشر باید خطرات فعالیت خود از جانب حکومت را بشناسد و برای آن آماده باشد.
در چنین شرایطی بدیهی است مدافعان حقوق بشر علیرغم دشواری بسیار تنها می‌توانند حجم بسیار اندکی از نقض حقوق بشر در ایران را که در نوع خود یکی از رکوردداران محکومیت از سوی جامعه بین الملل است؛ رصد کرده و یا امکان تحقیق و مستند کردن در رابطه با گزارشات را بیابند. با این حال و با تمام دشواریهای مورد اشاره مدافعان حقوق بشر از پای ننشسته‌اند و همواره برای بالابردن توان دیده بانی خود کوشیده‌اند. این مسئله در حدی است که سازمان ملل متحد با اطلاع از محدودیتهای مدافعان حقوق بشر در ایران، دولت ایران را با استناد به گزارشات مدافعان ایرانی حقوق بشر محکوم کرده و طی ماه جاری درخواست اعزام گزارشگر ویژه به ایران برای بررسی وضعیت حقوق بشر را تایید کرده است.
آنچه که در پی خواهد آمد بخش کوچکی از نقض گسترده و سیستماتیک حقوق بشر از سوی دولت ایران در طی یکسال گذشته است که توسط گروه‌ها و مدافعان حقوق بشر و سایر منابع موثق منتشر و به همت نهاد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران گردآوری و تجزیه و تحلیل شده است.
این گزارشات با جمعاً ۱۰۶۱ صفحه آمار، نمودار و تفصیل در دسته بندی‌های مختلف استخراج شده از مجموع کمتر از پنج هزار مورد گزارش و حاصل ماه‌ها تلاش شبانه روزی بخشهای مختلف مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران با برآورد حداکثر ۱ تا ۳ درصد خطا است. از این رو می‌توان عنوان کرد که این گزارشات به لحاظ جامعیت، مستند بودن و معتبر بودن در نوع خود کم سابقه است.
بصورت کلی این گزارش ۶۳۱۶۳۶۰ مورد نقض حقوق بشر را در طی یکسال گذشته ارایه می‌کند. به دلیل حجم بالای گزارشات و عدم امکان ارایه آن در یک گزارش ناچاراً گزارش به بخش‌های مشخصی جهت سهولت دسترسی هموطنان تقسیم شده است که در ذیل توضیحات مربوطه به گزارشات می‌آید:


گزارش آماری:
در این گزارش که در نوع خود بی‌سابقه است، تلاش شده است در کنار اعلام آمار‌ها و استفاده از اشکال برای بیان میزان ثبت شده نقض حقوق بشر در ایران به توانمندی‌های گروههای مدافع حقوق بشر بر اساس حوزه کاری یا جغرافیایی نیز پرداخته شود.
بنابراین فرد مطالعه کننده متوجه خواهد شد گروههای مدافع حقوق بشر در چه مناطقی از کشور فعال‌تر هستند یا در چه مناطقی ضعیف هستند و همینطور در چه حوزه‌هایی گزارشگری فعالانه صورت می‌گیرد. این مهم می‌تواند با ایجاد امکان تجزیه و تحلیل بیشتر برای مدافعان حقوق بشر به بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران کمک کند.
در این گزارش بالغ بر ۳۸ صفحه از ۴۸ نمودار و ده‌ها صفحه آمار استفاده شده است. گزارش آماری را بصورت اچ تی‌ام ال می‌توانید در سایت در اینجا مشاهده کنید یا برای دانلود آن اینجا را کلیک کنید.







اسامی بازداشت شدگان سال ۱۳۸۹:

در طی یکسال گذشته نیروهای امنیتی ۵۴۸۵ شهروند را بازداشت نموده‌اند که از این تعداد ۸۵۶ مورد آن به صورت موردی و ۴۶۲۹ مورد آن به صورت بازداشت فله‌ای یا بدون مشخص شدن هویت بازداشت شده بوده است.
در گزارش پیش رو اسامی و مشخصات ۸۵۶ شهروند بازداشت شده سال ۱۳۸۹ که هویت آن‌ها از سوی گروههای مدافع حقوق بشر مخابره شده و توسط نهاد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران گردآوری شده می‌آید.
این گزارش بالغ بر ۲۲ صفحه است، این گزارش را بصورت اچ تی‌ام ال می‌توانید در سایت در اینجا مشاهده کنید یا برای دانلود آن اینجا را کلیک کنید.







 

مجموعه احکام دادگاههای انقلاب در سال ۱۳۸۹:

مراجع قضایی حکومت ایران اعم از بدوی و تجدید نظر، در طی سال گذشته اقدام به صدور ۲۵۹۷۵ ماه حبس (تعلیقی و تعزیری) نموده‌اند، این احکام برای ۵۲۶ شهروند در سال گذشته صادر شده است.
در این گزارش تمامی احکام حبس‌های تعزیری و تعلیقی و همینطور دادگاههای تجدید نظر که از طریق منابع موثق اعلام شده‌اند بصورت موردی گردآوری شده است.
این گزارش بالغ بر ۲۶ صفحه است، این گزارش را بصورت اچ تی‌ام ال می‌توانید در سایت در اینجا مشاهده کنید یا برای دانلود آن اینجا را کلیک کنید.








گزارش سالانه بر پایه تفکیک بر اساس ماه‌ها:
۱۲ گزارش ماهانه نقض حقوق بشر که بصورت آماری و تفضیلی به ارایه آمار نقض حقوق بشر در طی ماه‌های مختلف سال ۱۳۸۹ می‌پردازند در این عنوان گردآوری و لیست شده‌اند.
مجموع ۱۲ فایل گزارش بالغ بر ۳۸۰ صفحه است و می‌توانید با کلیک روی تصاویر و انتخاب ماه مورد نظر گزارش را دانلود یا با کلیک اینجا تمام گزارشات را در یک فایل زیپ دریافت کنید.

















































گزارش سالانه بر پایه تفکیک بر اساس موضوعات:
در این مجموعه، گزارشات نقض حقوق بشر در ایران بصورت مجزا در یازده دسته بندی اصناف، اعدام، اقلیت‌های مذهبی، اقلیت‌های ملی، اندیشه و بیان، دانشجویان، زنان، زندانیان، فرهنگی، کودکان و کارگران بعنوان عمده محورهای گزارشگری نقض حقوق دسته بندی و تبیین شده‌اند.
هر گزارش بر اساس دسته، مجموع گزارشات حول محور خود در محدوده زمانی یکساله را در بر می‌گیرد.
مجموع ۱۱ فایل گزارش بالغ بر ۲۸۶ صفحه است و می‌توانید با کلیک روی تصاویر و انتخاب رسته مورد نظر گزارش را دانلود یا با کلیک اینجا تمام گزارشات را در یک فایل زیپ دریافت کنید.





























































گزارش تفصیلی نقض حقوق بشر در سال ۱۳۸۹:

این گزارش بعنوان کامل‌ترین گزارش سالانه که تمامی دسته بندی‌های ماهانه و موضوعی را بصورت تفصیلی دارد مرجع سایر گزارشات محسوب می‌شود.

این گزارش بالغ بر ۲۹۷ صفحه است و می‌توانید از اینجا دانلود و یا موضوعات آنرا از اینجا ملاحظه کنید.








گزارش قتل شهروندان مرزنشین در مناطق کردنشین:
این گزارش به همت بخش کردستان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران تهیه شده است که بصورت موضوعی به قتل شهروندان مرزنشین بدست نیروهای مرزی یا انتظامی در طی یکسال گذشته می‌پردازد.

این گزارش بالغ بر ۱۲ صفحه است و می‌توانید از اینجا آن را دانلود کنید.










/پایان خبر.


منبع: هرانا
ادامه مطلب

دو اعدام و ۱۲۹ سال زندان برای زنان زندانی سیاسی در سال گذشته





 
 
 
 
حمیده نظامی- پس از دهه‌ها مبارزه زنان ایران برای رسیدن به خواسته‌هایشان، آنچه نصیب آن‌ها شده است، تقسیم عادلانه خشونت در حوزه عقیدتی و سیاسی است و سال گذشته علاوه بر بازداشت شمار زیادی از فعالان سیاسی و مدنی زن، صدمین سالگرد روز جهانی زن، ۸مارس، را نیز در فضایی مملو از سرکوب و با احضار و بازجویی ۱۵تن از مادران صلح گذراندیم.

بر اساس گزارش‌های منتشر شده درمنابع خبری در حال حاضر از مجموع بیش از ۲۰۰زن فعال سیاسی و مدنی که در دوسال گذشته بازداشت شده‌اند، حدود ۸۰زن به جرم سیاسی و عقیدتی همچنان در زندان به سر می‌برند.

ماموران امنیتی در سال ۱۳۸۹ دست کم ۵۰نفر از زنان فعال سیاسی- مدنی و اقلیت‌های دینی را بازداشت کرده‌اند و بیشترین آمار بازداشتی‌ها در بین زنان فعال حقوق بشر و جنبش زنان است. ۱۳نفر از این تعداد با قید وثیقه بیش از ۲میلیارد و ۵۰۰میلیون تومان بطور موقت آزاد شده‌اند و در انتظار رای دادگاه یا دستور اجرای حکم هستند. هفت نفر از فعالان حقوق بشر و زنان؛ سه زن روزنامه‌نگار؛ پنج فعال دانشجویی،پنج فعال سیاسی؛ ۱۷نفر از زنان اقلیت‌های مذهبی که اغلب آنان شهروندان بهایی هستند و یک زندانی کرد از جمله بازداشت‌شدگان سال ۸۹هستند.

تا کنون احکام ۱۰نفر از بازداشت شدگان سال ۸۹صادر شده است و این افراد در مجموع به حدود ۴۶سال زندان محکوم شده‌اند. زنان زندانی سیاسی که پیش از سال ۸۹ بازداشت شده بودند نیز در این سال به ۸۳سال زندان محکوم شده اند که در این میان ۹ نفر از آنها باید حکم زندان را در تبعید سپری کنند.
۳۰سال ممنوعیت خروج از کشور برای ۲تن از زنان بازداشتی و ۵۰سال محرومیت از حرفه روزنامه نگاری و وکالت برای ژیلا بنی یعقوب و نسرین ستوده، از دیگر احکام صادره در سال ۸۹بود.

در سالی که گذشت تنها به ۲زن زندانی مرخصی نوروزی داده شد و شماری از زنان زندانی چون عالیه اقدام دوست، بهاره هدایت، مهدیه گلرو، زینب بایزدی، شبنم مددزاده،...نیز با وجود مدت زمان طولانی بازداشت همچنان از مرخصی محروم بوده‌اند.

علاوه بر بازداشت‌ها و احکام صادره، فشار بر زندانیان سیاسی در زندان نیز ادامه دارد و بیش از ۱۰زندانی سیاسی زنی که در بند زنان زندان رجایی‌شهر هستند، بدون در نظر گرفتن اصل «تفکیک جرایم در زندان‌ها» در خطر آسیب جانی از سوی دیگر زندانیان قرار دارند. وضعیت زنان زندانی در دیگر شهر‌ها نیز به دلیل کمبود امکانات و در نظر نگرفتن اصل تفکیک جرایم نگران‌کننده است.


بر اساس گزارش‌های رسیده از زندان، به خاطر عدم رعایت حقوق انسانی، نسرین ستوده، وکیل دادگستری زندانی تا کنون ۳ مرتبه دست به اعتصاب غذا زده و فخرالسادات محتشمی‌پور، از زنان فعال سیاسی نیز در حال حاضر پس از چند روز اعتصاب غذا در بیمارستان به سر می‌برد.

در دو سال گذشته شمار زیادی از زنان شهروند شرکت‌کننده در تظاهرات اعتراضی پس از انتخابات ریاست جمهوری نیز بازداشت شدند که اسامی بسیاری از آن‌ها هیچگاه در رسانه‌ها منتشر نشد. سال گذشته فقط اطلاعات حدود ۱۰زن بازداشتی در تجمعات سال ۱۳۸۹ منتشر شد که برخی از آنها با احکام سنگین حبس مواجه شده‌اند.

زهرا بهرامی، از زنان بازداشت شده در این تجمعات یکی از دو زن زندانی سیاسی است که سال گذشته اعدام شدند. زهرا بهرامی، شهروند ایرانی – هلندی که در تظاهرات روز عاشورای سال ۱۳۸۸در تهران بازداشت شده بود، پس از بازداشت به سلول‌های بند ۲۰۹زندان اوین منتقل و نزدیک به ۱۰ماه در سلول انفرادی تحت فشارهای بازجویی برای اخذ اعتراف‌های تلویزیونی و قبول اتهاماتی سنگین قرار داشت. وی در ۹بهمن ماه ۸۹، پیش از برگزاری دادگاه برا رسیدگی به اتهامات امنیتی‌اش، به بهانه حمل مواد مخدر، اعدام شد.

شیرین علم هویی، فعال سیاسی ایرانی کرد، از دیگر زنان زندانی سیاسی اعدام شده در سال گذشته است. وی پس از گذراندن بیش از دوسال حبس در زندان اوین در تاریخ ۱۹اردیبهشت ۸۹بدون اطلاع خانواده و وکلایش در زندان اوین اعدام شد.

این گزارش بر اساس اطلاعات موجود در رسانه‌ها تدوین شده است و احتمال حضور زندانیانی سیاسی و عقیدتی با شرایط مبهم و نا‌شناس در زندان‌های ایران وجود دارد.

زنان بازداشتی عقیدتی و سیاسی در سال ۱۳۸۹:
آرزو تیموری شهروند نوکیش مسیحی در روز شنبه ۱۳شهریور ماه ۱۳۸۹با یوروش ماموران امنیتی لباس شخصی به منزل یک زوج ارمنی ساکن همدان، بازداشت و به زندان همدان منتقل شد.

انیسا مطهر، شهروند بهایی که در روز یک‌شنبه ۲۴بهمن ماه توسط ماموران اطلاعات شهر اصفهان، با در دست داشتن حکم دستگیری وی و پس از ضبط کلیه جزوات و کتب دینی مربوط به دیانت بهایی و کیس کامپیو‌تر، بازداشت و به بند زنان زندان دستگرد اصفهان منتقل شد. اتهام وی تبلیغ به نفع گروه‌ها و سازمان‌های مخالف جمهوری اسلامی ایران اعلام شده است.

پریا درخشی، شهروند نوکیش مسیحی به همراه همسرش در تاریخ ۶دی ماه ۸۹در منزل مسکونی‌شان توسط ماموران امنیتی بازداشت شد. او پس از ۳۵روز بازداشت در زندان وکیل آباد مشهد ۱۱بهمن ۱۳۸۹به قید وثیقه آزاد شد.

ثمن گلشنی، شهروند بهایی ساکن اصفهان ۱۳اسفند ۸۹در پی شرکت در یک جلسه مذهبی مربوط به آیین بهایی بازداشت شد.

حکیمه شکری، از مادران صلح در تاریخ ۱۴آذر ماه سال ۸۹بعد از شرکت در مراسم بزرگداشت امیرارشد تاجمیر یکی از کشته شدگان حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری، در بهشت زهرای تهران بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. وی بعد از بازداشت به سلول‌ انفرادی اوین منتقل شد. اتهام او جاسوسی و اقدام علیه امنیت ملی عنوان شده است. او پس از هفته‌ها بلاتکلیفی در۱۱اسفند با سپرده وثیقه ۶۰۰میلیون تومانی از زندان آزاد شد.

زهرا افتخاری، از فعالین دانشجویی دانشگاه تهران و اعضای ستاد میرحسین موسوی در ادامه روند بازداشت‌ها قبل از ۲۵بهمن بازداشت شد.

زهرا شریف، از فعالین دانشجویی دانشگاه تهران و اعضای ستاد می‌رحسن موسوی در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ادامهٔ روند بازداشت‌ها قبل از ۲۵بهمن بازداشت شد.

زهرا رهنورد، نویسنده و فعال سیاسی، به همراه همسرش مهندس میرحسین موسوی، پس از صدور اطلاعیه و دعوت از مردم برای برپایی تظاهرات و راهپیمایی در ۲۵بهمن ماه، ابتدا در خانه‌اش زندانی شد و پس از مدتی به زندان حشمتیه انتقال یافت. در مورد شرایط وی از زمان بازداشت تاکنون هیچ اطلاعی در دست نیست. اخبار موجود از انتقال مجدد وی وی همسرش میرحسین موسوی به منزل و بازداشت خانگی آنان حکایت دارد.

سارا باقری، از فعالین دانشجویی دانشگاه صنعتی نوشیروان بابل در جریان اعتراضات ۱اسفند در هنگام خروج از دانشگاه توسط نهادهای امنیتی بازداشت شد.

سحر بیرام‌آبادی، شهروند بهایی که در یکی از انجمن‌های خیریه کمک به کودکان آسیب‌دیده در بم فعالیت داشت، ۱۴اسفند به اتهام تبلیغ بهائیت در پوشش اقدامات بشردوستانه دستگیر و به شهرستان بم منتقل می‌شود.

سوسن تبیانیان، از شهروندان بهایی، در خرداد ماه ۸۹به اتهام ترویج این دین با حکم دادگاه انقلاب به ۱و نیم حبس تعزیری محکوم شد و جهت اجرای حکم خود به زندان اوین انتقال یافت.

سونیا کشیش آوانسیان، از شهروندان ارمنی ساکن همدان در روز شنبه ۱۳شهریور ماه ۸۹با یورش ماموران امنیتی لباس شخصی به همراه همسرش واهیک آبراهامیان و دو تن از مهمانانشان بازداشت و روانه سلول‌های انفرادی شدند. این زندانیان عقیدتی از همدان به زندان اوین تهران منتقل شده‌اند.

سیما اشراقی، شهروند بهایی مشهد دوران محکومیت خود را در تاریخ ۲آبان ۸۹آغاز کرد و به زندان وکیل آباد مشهد برای اجرای حکم منتقل شد. پیش از این در تاریخ ۷بهمن ماه ۸۷نیروهای امنیتی شهرستان مشهد به منزل او وارد شدند و پس از تفتیش منزل، او را بازداشت و به سلو‌ل‌های انفرادی زندان مشهد منتقل کردند. آزادی موقت او به قید وثیقه ۱۵۰میلیون تومانی امکان پذیر شد. اتهامات منتسب به وی تبلیغ علیه نظام، اقدام علیه امنیت ملی و توهین به مقدسات ذکر شده است. دادگاه ۸آبان ۸۸، وی را به تحمل ۵سال حبس تعزیری محکوم کرده بود.

سیما رجبیان، از شهروندان بهایی مشهد جهت اجرای حکم خود در تاریخ ۲۴تیر سال ۸۹بازداشت شد. وی ابتدا در ۱۳خرداد مرداد ماه ۸۴بازداشت و در تاریخ ۵شهریور ماه ۸۵با تودیع قرار وثیقه از زندان آزاد شد. شرکت در یک جلسه مذهبی در سال ۸۴، تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی، اقدام علیه امنیت داخلی کشور با عضویت و فعالیت در تشکیلات فرقه ضاله بهائیت، تبلیغ و ارتباط با بیگانگان پس از مسافرت به خارج از کشور، برگزاری اجتماعات غیر قانونی، نشر و توزیع سی دی و کتب ضاله بهائیت از جمله اتهامات وی در دادگاه بود. رجبیان در دادگاه تجدیدنظر به ۲سال زندان محکوم شد.

شعله طائف، از شهروندان بهایی، جمعه ۱۰دی ۸۹بر اساس حکم ۱سال حبس به زندان اوین منتقل شد. وی در ٢٨ آذر ۸۸پس از بازرسی خانه‌اش دستگیر و در ۱۶دی ۸۸با قرار وثیقه آزاد شد. او در دادگاه به اتهام تبلیغ آئین بهائی به ۱سال زندان در تهران و سپس دو سال تبعید در استان سمنان محکوم شد.

شیما وزوایی، دانشجوی رشته فیزیک دانشگاه صنعتی شریف، سه شنبه ٢۶بهمن، در پی مراجعه ماموران امنیتی به محل کارش، دستگیر و پس از چند روز آزاد شد.

صالحا تارم،۶بهمن ۸۹در پی تجمعی در مقابل زندان مرکزی ارومیه بازداشت شد. وی دختر عموی فرهاد تارم زندانی کرد است که در تاریخ ۶بهمن ۸۹اعدام شد.

طره تقی‌زاده (سنایی)، از شهروندان بهایی ساکن ساری، روز شنبه ۱۸دی ماه ۸۹خود را برای گذراندن دوران محکومیت به دایره اجرای احکام، معرفی کرد و به زندان شهید کچویی ساری منتقل شد. وی پیش از این طبق حکم دادگاه انقلاب و تجدید نظر ساری به اتهام تبلیغ علیه نظام و تبلیغ آئین بهایی به ۲۲ماه حبس تعزیری محکوم شده بود.

فرناز کمالی، از فعالین زنان و دانشجویی روز یکشنبه ۱اسفند ۸۹حوالی چهار راه فلسطین بازداشت شد و در تاریخ چهارشنبه ۱۸اسفند با سپردن وثیقه ۳۰۰میلیونی از زندان اوین آزاد شد. اتهام فرناز کمالی اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام به واسطه شرکت در تجمع اعتراضی ۱اسفند و حمایت از سران جنبش سبز ذکر شده است.

فاطمه مسجدی، از فعالین زنان در روز ۸بهمن ماه در حالیکه در راه سفر به تهران بود در بین راه توسط مامورینی نا‌شناس بازداشت شد. بازداشت این فعال حقوق زنان پس از دریافت نخستین اخطاریه دادگاه مبنی بر اجرای حکم ۶ماه حبس تعزیری وی صورت گرفت در حالیکه بنا بر قانون پس از سه بار اخطار کتبی می‌توان برای بازداشت فرد اقدام کرد. این در حالیست که دفتر حقوق بشر قوه قضائیه و حوزه ریاست قوه قضائیه با ارسال نامه‌هایی به رئیس کل دادگستری قم پیگیر پرونده برای اجرای ماده ۱۸و اعاده دادرسی بوده‌اند. اتهامات وی تبلیغ علیه نظام و به نفع گروه فمینیستی علیه نظام (کمپین) اعلام شد.

فاطمه کروبی، فعال سیاسی و مدیر مسئول هفته‌نامه ایراندخت و نماینده مهدی کروبی در دیدار با آیت‌الله خامنه‌ای در اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸بود. وی چند روز پس از صدور اطلاعیه و دعوت از مردم برای برپایی راهپیمایی در روز ۲۵بهمن ماه، ابتدا در خانه‌اش زندانی شد. وی به همراه همسرش مهدی کروبی چند روز پیش از برگزاری راهپیمایی به حصر خانگی درآمد و از هرگونه ارتباط با اطرافیانش منع شد. منابع خبری از انتقال وی به زندان حشمتیه و انتقال مجدد به منزل خبرداده‌اند.

فخرالسادات محتشمی‌پور، فعال سیاسی در روز ۱۰اسفندماه، زمانی که جهت شرکت در راهپیمایی مردمی در اعتراض به بازداشت و حصر رهبران جنبش سبز مراجعه کرده بود، دستگیر و به بند ۲-الف سپاه انتقال یافت. محتشمی‌پور از زمان بازداشت تاکنون از حق تماس و ملاقات با خانواده‌اش محروم بوده و فروردین سال جاری در پی چند روز اعتصاب غذا روانه بیمارستان شد.

فریبا ابتهاج، منشی، مسئول دفتر معصومه ابتکار در آستانه ۲۵بهمن و آغاز موج بازداشت‌های گسترده فعالین و چهره‌های سیاسی در روز ۲۱بهمن ماه ۸۹بازداشت شد. معصومه ابتکار عضو فعلی شورای شهر تهران و مشاور آقای خاتمی در دوران اصلاحات بود.

لادن مستوفی مآب، پزشک متخصص، بیش از ۶ماه پیش در بند ۲۰۹به سر می‌برد. وی نیز متهم به داشتن ارتباط با سایت‌های ضدمذهب است و هم‌چنان در شرایط بلاتکلیفی نگه‌داری می‌شود.

لیلا توسلی، فعال سیاسی و دختر دکتر محمد توسلی، عضو ارشد حزب نهضت آزادی از سوی دادگاه به تحمل ۲سال حبس تعزیری محکوم شد که در ۱۴آذر ماه ۱۳۸۹برای گذراندن دوران محکومیت بازداشت و به بند عمومی زنان زندان اوین منتقل شد. وی ۲۹اسفند ۸۹از زندان مرخصی آمد. پیش از این در ۹دی ماه ۸۸پس از اعتراضات گسترده مردمی در روز عاشورا، بازداشت شد. وی که شاهد کشته شدن مردم توسط خودروی نیروی انتظامی بود، پس از مصاحبه با رادیو بی‌بی‌سی و تشریح مشاهدات خود، از سوی ماموران امنیتی بازداشت شد و بیش از ۲ماه در بند ۲۰۹نگه‌داری شد.

مریم اکبری منفرد، در تاریخ ۵مهر ۸۹برای اجرای حکم تبعید به زندان رجایی‌شهر کرج منتقل شد. وی ۱۰دی ماه سال گذشته در جریان حوادث عاشورا بازداشت و راهی زندان اوین شد. دادگاه او در ۱۶اردیبهشت ماه ۸۹برگزار شد. وی را به اتهام محاربه از طریق ارتباط با سازمان مخالف نظام در زندان نگه داشتند. منفرد در تاریخ ۱۱خرداد ماه به ۱۵سال حبس در زندان رجایی‌شهر محکوم شد.

مهین‌تاج روحانی، از شهروندان بهایی ساری در روز شنبه ۱۱دی ماه ۸۹پس از تفتیش منزل بازداشت شد. وی در تاریخ ۲۰دی ماه ۸۹از زندان آزاد شد.

مهسا امرآبادی، روزنامه‌نگار روزنامه توقیف شده اعتماد ملی در تجمعات روز دهم اسفند ماه در خیابان توسط ارگان اطلاعاتی سپاه پاسداران بازداشت و پس از چند روز آزاد شد. وی پیش از این هم در تاریخ ۲۴خرداد و تیرماه ۸۸بازداشت و پس از سپری کردن چند ماه در زندان با وثیقه آزاد شد. او از سوی شعبه ۲۸دادگاه انقلاب به ۱سال حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در مرحله تجدیدنظرخواهی است.

مینا احراری، شهروند بهایی ساکن اصفهان ۱۳اسفند ۸۹در پی شرکت در یک جلسه مذهبی مربوط به آیین بهایی بازداشت شد.

مینا رضایی فرخ، از شهروندان معترض در تاریخ ۱دی ۸۹در پی احضار برای گذراندن ۹۳روز باقی‌مانده از محکومیت حبس خود، به زندان اوین مراجعه کرد. او که سال پیش به مدت ۱۲روز زندانی بود، در دادگاه انقلاب ابتدا به ۱سال حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدیدنظر به ۱۰۵روز کاهش یافت.

نسرین ستوده، وکیل حقوق بشر، ۸شهریور ۸۹پس از تفتیش منزل و دریافت اخطاریه به اتهام اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام ملزم به معرفی خود به دادسرای اوین شد. وی در تاریخ ۱۳شهریور ۸۹به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در ایران، بازداشت شد. او در طی بازداشت خود به خاطر روند غیرقانونی بازداشت و رسیدگی به پرونده‌اش بار‌ها دست به اعتصاب غذای بلند مدت زد. نسرین ستوده پیش از بازداشت، بار‌ها به‌خاطر فعالیت‌های حقوقی‌اش مورد تهدید قرار گرفته بود. ستوده از سوی شعبه ۲۶دادگاه انقلاب اسلامی به ۱۱سال زندان تعزیری، ۲۰سال ممنوعیت خروج از کشور و ۲۰سال محرومیت از وکالت محکوم شد.

نازنین خسروانی، روزنامه نگار، در آبان‌ماه ۸۹، دستگیر شد. وی به مدت ۲ماه در سلول انفرادی نگه‌داری شد و در آخرین روزهای سال گذشته به قید وثیقه آزاد شد. این روزنامه‌نگار، چندی پیش در شعبه ۲۶دادگاه انقلاب مورد محاکمه قرار گرفت، اما تاکنون حکمی برای وی صادر نشده است. او در تاریخ ۲۴اسفند با وثیقه ۶۰۰میلیون تومانی بعد از گذشت ۱۳۲روز در زندان، آزاد شد.

نرگس محمدی، نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر پنج‌شنبه، ۲۰خرداد ۸۹توسط کسانی که خود را مامور نیروی انتظامی معرفی می‌کردند پس از دو ساعت تفتیش منزل، بازداشت شد. وی در ۱۱تیر۸۹با سپردن۵۰میلیون تومان وثیقه از زندان آزاد شد و پس از آزادی به دلیل شوک عصبی به مدت یک ماه در بیمارستان بستری بود. او همچنان به دلیل فشارهای بسیار در زندان از وضعیت جسمی نامناسبی برخوردار است.

نزهت امیرآبادی، روزنامه‌نگار، در روز ۲۲بهمن توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. وی روزنامه‌نگار و نویسنده سایت‌های «فرارو»، آفتاب «و دیگر پایگاه‌های اصلاح‌طلب بوده است.

نسرین قدیری، از شهروندان بهایی اهل مشهد در ۲۲تیر ۸۹زندانی شد تا دوره ۲سال حبس تعزیری خود را آغاز کند. او در زندان وکیل‌آباد مشهد نگهداری می‌شود. قدیری برای بار اول در تابستان ۸۴دستگیر و با قرار وثیقه آزاد شد. وی به ۵سال حبس تعزیری و ۱۰سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدید نظر به ۲سال حبس تعزیری کاهش یافت.

نورا نبیل‌زاده، از شهروندان بهایی ساکن مشهد در تاریخ ۱تیر ۸۹بوسیله مامورین وزارت اطلاعات به اتهام تبلیغ بهاییت بازداشت و به زندان وکیل‌آباد مشهد منتقل شد.

نهالیه شهیدی، شهروند بهایی ساکن کرمان که به تدریس و فعالیت‌های آموزشی در یکی از روستاهای اطراف بم اشتغال داشت، ۱۴اسفند ماه به اتهام تبلیغ بهائیت در پوشش اقدامات بشردوستانه بازداشت و به شهرستان بم منتقل شد.

هاله سحابی، از فعالین حقوق زنان و اعضای مادران صلح، در تاریخ ۱۱بهمن، برای گذراندن محکومیت ۲سال زندان خود به اوین منتقل شد. وی پیش‌تر از سوی شعبه ۲۶دادگاه انقلاب اسلامی تهران به اتهام تبلیغ علیه نظام از طریق حضور مکرر در تجمعات غیرقانونی و اخلال در نظم عمومی در مجموع به ۲سال حبس و پرداخت ۳۰۰هزار تومان جزای نقدی بدل از شلاق محکوم شده بود.

هاله صفر‌زاده، عضو کانون مدافعان حقوق کارگر چهارشنبه ۱۷اسفند ماه در خیابان نواب تهران بازداشت و به بازداشتگاه وزرا منتقل شد. او پس از یک شب بازداشت، آزاد شد. این در حالیست که ماموران امنیتی در شب بازداشت وی با مراجعه به منزل او علاوه بر تفتیش، برخی وسایل شخصی‌اش را نیز ضبط کردند.

هانیه فرشی شتربان، یک‌شنبه ۲۷تیر ماه ۱۳۸۹توسط ماموران امنیتی در منزلش در تبریز پس از تفیتش و ضبط وسایل شخصی بازداشت شد. وی در ابتدا به بازداشتگاه اطلاعات تبریز منتقل و سپس به زندان اوین منتقل شد. اتهام وی ارتباط با سایت‌های ضد مذهب عنوان شده است. اتهاماتی چون اهانت به مقدسات و ارتباط با بیگانه که گفته می‌شود بر مبنای فیسبوک وی است.

هیوا معتمدی، شهروند کرد در اواخر مرداد ماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. وی در تاریخ ۴شهریور به زندان مرکزی سقز منتقل شد.

احکام صادره برای بازداشت‌های پیش از سال ۸۹:
تایید حکم ۲۶ماه زندان برای پروین جوادزاده؛ او پس از اعتراضات عاشورای ۸۸در تهران بازداشت شد و به مدت ۳ماه در سلول انفرادی بند ۲-الف به سر برد. وی در مردادماه سال ۸۹از سوی شعبه ۱۵دادگاه انقلاب به ۸سال و نیم حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدیدنظر به ۲۶ماه زندان، کاهش یافت. او در حال حاضر در مرخصی نوروزی است.

۱۵سال حبس برای ریحانه حاج ابراهیم دباغ؛ او به همراه ۳عضو دیگر خانواده‌اش بازداشت شد. وی که از جمله افرادی بود که در جریان اعترافات تلویزیونی وقایع عاشورا، جلوی دوربین قرار گرفت از سوی دادگاه به اعدام محکوم شد. تیر ۸۹این حکم در دادگاه تجدیدنظر به ۱۵سال حبس کاهش یافت. ابراهیم دباغ که در دوران بازداشت در سلول‌های انفرادی بند ۲۰۹زندان اوین و پس از آن به بند عمومی زنان زندان اوین به سر می‌برد، در آبان ۸۹از زندان اوین برای اجرای حکم تبعیدش به زندان رجایی‌شهر کرج منتقل شد.

۶سال حبس برای پریسا کاکایی؛ گزارشگر حقوق بشر و از فعالین زنان، که ۱۱دی‌ماه سال گذشته بازداشت و ۲۸بهمن‌ماه از زندان آزاد شد. او آبان ۸۹از سوی شعبه ۲۶دادگاه انقلاب به اتهام «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی» به ۵سال و به اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال حبس محکوم شد.

۴سال حبس برای زهرا جباری؛ او در شهریورماه ۸۸دستگیر شد و اردیبهشت ۸۹از سوی شعبه ۲۸دادگاه انقلاب به ۴سال حبس تعزیری محکوم شد. که این حکم در دادگاه تجدید نظر نیز به تایید رسیده است. وی از ۱۶آبان ماه همراه دیگر زنان زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین به بند متادون این زندان منتقل شده است. ۲۲اسفند ۸۹او بر اثر وخامت وضعیت جسمی خود به بیمارستانی خارج از زندان اوین منتقل شد.

تایید حکم ۱ ‌سال حبس تعزیری و ۳۰سال محرومیت از روزنامه‌نگاری برای ژیلا بنی یعقوب؛ روزنامه نگار و فعالین زنان که ۳۰خرداد ۸۸به همراه همسرش بهمن امویی، روزنامه نگار، در خانه‌اش بازداشت شد. او ۲۸مرداد با وثیقه ۲۰۰میلیون تومانی از زندان آزاد شد. آبان ۸۹دادگاه تجدید نظر حکم او را به ا سال حبس تعزیری و ۳۰سال محرومیت از روزنامه‌نگاری تایید کرد.

۶سال زندان و ۷۴ضربه شلاق برای سارا توسلی؛ او که از بازداشت شدگان بعد از عاشورا بود پس از تحمل ۵۰روز زندان در ۳اسفند ۸۸از اوین ازاد شد. او در خرداد ۸۹بنابر رای شعبه ۲۶دادگاه انقلاب اسلامی به اتهام حضور کوتاه مدت در حوادث عاشورا و حضور در منزل شهید موسوی و تسلیت به خانواده این شهید به ۶سال زندان و ۷۴ضربه شلاق محکوم شد.

۴سال حبس تعزیری، تبعید به زندان شهر کرج و ۷۴ضربه شلاق برای شیوا نظرآهاری؛ گزارشگر حقوق بشر و از فعالان زنان که ۲۴خرداد ۸۸به بازداشت نهادهای امنیتی درآمد و پس از تحمل ۱۰۰روز بازداشت در اول مهرماه سال ۸۸، با قرار وثیقه ۲۰۰میلیون تومانی از زندان آزاد شد. وی سپس در ۲۹آذرماه ۸۸در هنگام رفتن به شهر قم جهت حضور در مراسم تشییع پیکر آیت‌الله منتظری، از سوی مأموران وزارت اطلاعات بازداشت و پس از ۹ماه، ۲۱شهریورماه با موافقت قاضی پرونده، با قرار وثیقه ۵۰۰میلیون تومانی از زندان آزاد شد. او در دادگاه به اتهام محاربه محاکمه شد و با رد این اتهام در دی ۸۹به تحمل ۴سال حبس تعزیری، تبعید به زندان شهر کرج و ۷۴ضربه شلاق محکوم شد.

۵سال حبس تعزیری برای فاطمه خرم‌جو؛ او در اسفندماه ۸۸به همراه دخترش دستگیر شد. وی در مردادماه ۸۹در شعبه ۱۵دادگاه انقلاب مورد محاکمه قرار گرفت و به ۵سال حبس تعزیری محکوم شد. او بیش از ا سال است که بدون برخورداری از حق مرخصی در زندان به سر می‌برد. وی نان‌آور خانواده بوده و یک فرزند معلول دارد.

۱۷سال زندان و تبعید به زندان رجایی‌شهر برای فرح واضحان؛ او در دی ماه ۸۸توسط نیروهای اطلاعات ارتش بازداشت و در مردادماه ۸۹از سوی شعبه ۱۵دادگاه انقلاب، به اتهام محاربه محاکمه و به اعدام محکوم شد. این حکم سپس در دیوان عالی کشور نقض شده و به شعبه ۲۸دادگاه انقلاب ارسال شد. فرح واضحان، چندی پیش از سوی این شعبه به اتهام محاربه و توهین به رهبری به ۱۷سال زندان و تبعید به زندان رجایی‌شهر محکوم شد. وی با وجود داشتن بیماری‌های حاد، از حق برخورداری از مرخصی محروم بوده است.

۵سال حبس برای رزیتا واثقی؛ شهروند بهایی ساکن مشهد که در تاریخ ۲۴اسفند ماه ۸۸در منزلش بازداشت شد. او نزدیک به دو ماه بعد از بازداشت و تحمل سلول‌ انفرادی و فشارهای سخت بازجویی در تاریخ ۵اردیبهشت ماه ۸۹به سلول‌های انفرادی زندان مرکزی مشهد منتقل شد و در تاریخ ۴مهر ماه ۸۸به زندان وکیل‌آباد مشهد منتقل شد. اتهام وی در این دادگاه تبلیغ آیین بهایی و توهین به مقدسات عنوان شد و در این جلسه دادگاه که به صورت غیرعلنی برگزار شد، قاضی اجازه هیچ‌گونه دفاع و صحبتی به واثقی و دیگر مته‌مان را نداد. سرانجام بهمن ۸۹رزیتا واثقی از دادگاه تجدید نظر استان خراسان رضوی به تحمل ۵سال محکوم شد.

۳سال حبس تعزیری برای محبوبه کرمی؛ از فعالین جنبش زنان که به دلیل دیدار نوروزی با خانواده یکی از خانواده‌های داغدار زهرا بنی یعقوب در نوروز ۸۸بازداشت و پس از گذراندن چند روز با قرار کفالت آزاد شدند. بهمن ۸۹به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به روش تجمع و تبانی به منظور ارتباط گیری با عناصر غیرخودی به سه سال حبس تعزیری محکوم شد. محبوبه کرمی پیش از این هم پنج بار بازداشت شده بودکه در همه پرونده‌ها، حکم تبرئه برای وی صادر شد.

۷سال حبس تعزیری و تبعید به زندان رجایی‌شهر برای معصومه یاوری؛ او در شهریورماه سال ۸۸، یک روز پیش از راهپیمایی روز قدس در تهران دستگیر شد. وی به مدت ۳ماه در سلول انفرادی نگه‌داری شد. او در اردیبهشت ۸۹از سوی شعبه ۲۸دادگاه انقلاب به ۷سال حبس تعزیری و تبعید به زندان رجایی‌شهر محکوم شد. وی در طول دوران بازداشت خود از حق برخورداری از مرخصی محروم بوده است.

۲سال و ۴ماه حبس تعزیری برای مهدیه گلرو؛ دانشجوی محروم از تحصیل دانشگاه علامه طباطبایی و عضو شورای دفاع از حق تحصیل، در ۱۳آذرماه سال ۸۸دستگیر و مرداد ۸۹حکم ۲سال و ۴ماه حبس تعزیری تایید شد. وی به دلیل ارسال بیانیه به خارج از زندان در روز دانشجو، ممنوع الملاقات شد و به اتهام تبلیغ علیه نظام، مجددا در شعبه ۲۸دادگاه انقلاب مورد محاکمه قرار گرفت.

۵سال حبس برای ناهید قدیری؛ از شهروندان بهایی که در تاریخ ۲۴اسفند ماه ۸۸بازداشت شد و به سلول‌ انفرادی زندان مشهد منتقل شد. او برای تعهد دادن مبنی بر عدم انجام فعالیت‌های تبلیغی و مذهبی تحت فشاربازجویان قرار گرفت. برای ناهید قدیری اتهاماتی چون تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی، اقدام علیه امنیت داخلی کشور با عضویت در تشکیلات فرقه ضاله بهاییت، تبلیغ و ارتباط با بیگانگان، برگزاری تجمعات غیر قانونی و نشر و توزیع سی دی و کتب ضاله بهاییت عنوان شد. بر اساس این اتهامات، ناهید قدیری توسط دادگاه مشهد به تحمل ۵سال حبس تعزیری در زندان وکیل آباد مشهد محکوم شد و در تاریخ ۷تیرماه ۸۹جهت اجرای حکم ۵سال حبس خود به زندان وکیل‌آباد مشهد منتقل شد.

منبع: رادیو زمانه
ادامه مطلب

مرگ مشکوک چند زن زندانی بی دفاع در زندان اوین


بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" در طی چند هفتۀ اخیر چند نفر از زنان زندانی بند 1 زندان اوین بطرز مشکوکی در گذشته اند.
در طی یکماه گذشته حداقل 3 تن از زنان زندانی این بند که آخرین آنها ، زندانی توران تربتی 38 ساله است به طرز مشکوکی در حدود 5 روز پیش در گذشت همچنین زن زندانی دیگری بنام خانم فاطمه عباسی پیش از این در زندان بطور ناگهانی درگذشت. هویت زن زندانی سوم متعاقبا اعلام خواهد شد.
از مدتی پیش وضعیت وشرایط زنان زندانی زندان اوین شدیدا به وخامت گراییده است. تعداد زیادی از آنها بیمارهستند و نیاز به درمان دارند با این وجود از خدمات درمانی محرم اند .وضعیت غذایی آنها اسف بار می باشد و مدتها است که گوشت ومرغ و ماهی را از لیست غذایی آنها حذف شده است و اکثر اوقات غذای آنها تخم مرغ و سیب زمینی است.وضعیت بهداشتی زنان زندانی قرون وسطایی است و چیزی به عنوان بهداشت در این بند دیگر معنی و مفهومی ندارد.
اکثر زنانی که در بند 1 هستند به اتهام مصرف مواد مخدر بازداشت شده اند . در زندان به آنها داروی متادون با دز بالا داده می شود که باعث اعتیاد آنها شده است .متادون را به زنان زندانی که سن آنها بین 20 الی 40 سال می باشد تجویز می شود .از طرفی دیگر داروی متادن را همراه با مخلوطی از داروهایی دیگر به آنها داده می شود که باعث ایجاد زخم هایی شبیه زخم بستر بر بدن آنهاو حتی باعث مرگ آنها شده است .
از طرفی دیگر شایعاتی حاکی از آن است که قرار است زنان زندانی عادی زندان اوین به زندانی در ورامین منتقل شوند.گفته می شود که انتقال آنها قرار است پس از تعطیلات عید نوروز صورت گیرید.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،عدم رسیدگی پزشکی که منجر به مرگ زنان زندانی بی دفاع در زندانهای رژیم ولی فقیه علی خامنه ای می گردد را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد و سایر مراجع بین المللی خواستار رسیدگی به پرونده جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه در دادگاه های بین المللی است.
06 اسفند 1389 برابر با 26 مارس 2011
گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل


منبع: خبرنت
ادامه مطلب

بلاتکلیفی رامین پرچمی، بازیگر سر‌شناس سینما و تلوزیون در زندان اوین


خبرگزاری هرانا - گزارش‌ها حاکی از آن است که رامین پرچمی، بازیگر سر‌شناس سینما و تلوزیون که در جریان تجمعات اعتراضی ۲۵ بهمن بازداشت شده بود، پس از گذشت بیش از ۴۰ روز از زمان بازداشت در شرایط بلاتکلیف به سر می‌برد.
شاهدان عینی به گزارشگر "هرانا" گفته‌اند رامین پرچمی، بازیگر سر‌شناس، پس از بازداشت در روز ۲۵ بهمن ماه ۸۹ به زندان اوین منتقل شده است.
پیش‌تر برخی سایت‌های دولتی به بازداشت این هنرمند تحت این عنوان که "ر.پ یکی از بازیگران فیلم مسعود ده نمکی که در راهپیمایی ۲۵ بهمن شرکت کرده بود پس از تذکرات متعدد چند مسئول حاضر در صحنه مبنی بر ترک این تجمع، به مخالفت پرداخته و سپس به بازداشتگاه انتقال داده شد؛" اشاره کرده بودند.

رامین پرچمی ۳۸ ساله، در فیلم‌هایی چون ضیافت و اعتراض ساختهٔ مسعود کیمیایی، میهمان مامان ساخته داریوش مهرجویی و سریال‌های در پناه تو، همسایه‌ها و زیر آسمان شهر ۳ ایفای نقش کرده بود.

وی هم چنین تا چندی پیش سردبیر ماهنامهٔ فرهنگی هنری نقش آفرینان، به مدیر مسئولی شکوه جیرودی بود.

منبع:  هرانا


ادامه مطلب

تعیین گزارشگر برای ایران، «پیروزی بزرگ قربانیان حقوق بشر»




شیرین عبادی
شیرین عبادی
۱۳۹۰/۰۱/۰۵
شورای حقوق بشر سازمان ملل قطعنامه تعیین ِ گزارشگر ویژه برای ایران را روز پنج‌شنبه تصویب کرد. در قطعنامه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد از سرکوب مخالفان و افزایش مجازات اعدام در ایران ابراز نگرانی شده است. این قطعنامه همچنین از ایران خواسته است تا با گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد همکاری کند.

  • شیرین عبادی، حقوقدان، فعال حقوق بشر، برنده جایزه صلح نوبل و یکی از افرادی که سال‌ها برای تعیین گزارشگر ویژه حقوق بشر برای ایران، تلاش کرده است در گفت‌وگو با رادیوفردا از اهمیت این گزارشگر ویژه می‌گوید:

شیرین عبادی: تصویب این قطعنامه پیروزی بزرگی برای قربانیان حقوق بشر و همچنین مدافعان حقوق بشر در ایران بود و من را به یاد این شعر حافظ می‌اندازد که «گریه شام و سحر، شکر که ضایع نشد، قطره باران ما گوهر یک‌دانه شد»



سال‌ها ما زحمت می‌کشیدیم تا این که کار به این مرحله برسد، و دولت ایران با تمام قوا سعی می‌کرد که مانع از تصویب این قطعنامه شود و حتی کار خیلی بالا گرفته بود.

ولی خوشبختانه با کمک کشورهایی که معتقد به رعایت حقوق بشر هستند و پای‌بندی خودشان را در این مورد ثابت کرده‌اند، این قطعنامه تصویب شد.

  • خانم عبادی، پس از تصویب این قطعنامه، در انتظار چه فرایندی هستید و چه خواهد شد؟

دولت ایران باید گزارشگر سازمان ملل را به ایران راه بدهد و باید با او همکاری لازم را داشته باشد. اما اگر بخواهد لجاجت کند و باز هم از قواعد بین‌المللی اطاعت نکند، آن وقت این مسئله می‌تواند پله نخست باشد برای این که ثابت بشود که دولت ایران مرتکب جنایت علیه بشریت می‌شود. در آن صورت است که دولت ایران می‌تواند در دادگاه‌های بین‌المللی مورد محاکمه قرار بگیرد.

  • خانم عبادی، چه تضمینی وجود دارد که انتخاب گزارشگر ویژه حقوق بشر به وسیله شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، کمکی در راستای اجرای حقوق بشر در ایران باشد؟

مسلما این امر کمک بزرگی است، زیرا دولت ایران سعی می‌کند نقض حقوق بشر در ایران را بپوشاند، سعی می‌کند آن را پنهان کند. به همین دلیل هم خبرنگاران را به ایران راه نمی‌دهد. سانسور شدیدی در این مورد اعمال می‌کند.

اگر یک شخص بی‌طرف همه این موارد را گزارش بدهد، بسیاری از حقایق روشن خواهد شد. برای مثال، دادگاه کهریزک در حقیقت آنی نبود که دولت عنوان می‌کرد. نقش آقای مرتضوی هنوز هم در این دادگاه نادیده مانده است. یا این که در مورد وضعیت زندانیان سیاسی باید بگویم در حال حاضر هیچ کس خبر ندارد که اینها چه می‌کشند و در چه وضعیتی هستند.

یک مقام بی‌طرف باید بیاید و اینها را ببیند و گزارش کند.

  • خانم عبادی، نه در این سال‌های اخیر، اما در سال‌های گذشته، گزارشگر ویژه حقوق بشر برای ایران منظور شده بود. تا چه حد حضور آنان به وضعیت حقوق بشر در ایران کمک کرد؟

در آن زمان آقای رینالدو گالیندوپل و دکتر موریس کاپیتورن دو گزارشگر ویژه سازمان ملل بودند که به ایران سفر کردند و می‌توانم بگویم حضورشان تقریبا تاثیر مثبتی داشت. زیرا بعد از این که آقای خاتمی بر سر کار آمدند و اوضاع بهتر شد و فضای باز سیاسی تا حدودی مشخص شد، این دو گزارشگر را برداشتند.

تقریبا می‌توانم بگویم زمینه به قدرت رسیدن اصلاح‌طلبان را تا حدودی حضور همین گزارشگران فراهم کردند.

اما به محض این که گزارشگر سازمان ملل را از ایران حذف کردند، مجددا وضع حقوق بشر در ایران رو به عقب‌گرد رفت، تا این که امروز به اینجا رسید که تقریبا جامعه بین‌الملل بر این باور است که وضعیت حقوق بشر در ایران عملا رو به وخامت است. 
 
منبع: رادیو فردا
ادامه مطلب

اهدای زنبق طلايی به نسرين ستوده و...




اهدای زنبق طلايی شهر فلورانس به نسرين ستوده و ماريو بارتولينی، سمبل صداقت و دفاع از حق بيان، اهدای زنبق طلايی شهرفلورانس برای سال ۲۰۱۰ از سوی شورای شهر فلورانس به نسرين ستوده و پدرماريوبارتولينی تصويب شد.

– اهدای زنبق طلايی شهرفلورانس برای سال ۲۰۱۰ از سوی شورای شهر فلورانس به نسرين ستوده و پدرماريوبارتولينی تصويب شد.
فريده کرملويی از فعالان کمپين در ايتاليا با ارسال اطلاعيه اين شورا به تغيير برای برابری گفت:« اين جايزه هر دو سال يک بار به دونفر اهدا می شود که کانديدای سال ۲۰۱۰ نسرين ستوده وپدر بارتولينی هستند»
شورای شهر فلورانس در جلسه اخير خود در مارس ۲۰۱۱ ، درخواست کميسيون شورای صلح و همبستگی بين المللی اين شهر مبنی بر اهدای زنبق طلايی شهر فلورانس به نسرين ستوده را پذيرفت. بر اساس مصوبات اين شورا، زنبق طلايی به افراد يا سازمان هايی اهدا می شود که گام هايی شايسته در پيشبرد و برقراری صلح و دفاع از حقوق بشر برداشته اند و در اين راه با آسيب و آزار هم رو به رو بوده اند.
در اطلاعيه شورای شهر فلورانس آمده است: نسرين ستوده وکيل مدافع حقوق بشر درايران است. او مدافع حقوق کودکان است و وکالت کودکان زير ۱۸ سال را که به مجازات مرگ محکوم شده اند برعهده داشته است. نسرين از مخالفان تبعيض قانونی عليه زنان است و برای برابری حقوق زن و مرد در ايران و عليه قوانين يک طرفه و مردانه مبارزه می کند. نسرين به خاطرهمين فعاليت هايش جايزه حقوق بشر HRI در ۲۰۰۸ دريافت کرد. او اکنون به خاطر فعاليت هايش و به خاطر وکالت و دفاع از همکارش شيرين عبادی به ۱۱ سال زندان محکوم شده است.
پدر ماريو بارتولينی به خاطر ۳۰ سال فعاليت در پرو و حمايت از حقوق بوميان پرويی در برابر سلطه شرکت های چندمليتی به تحريک بوميان منطقه متهم و بارها بازداشت شده است . شهر فلورانس آنها را سمبل صداقت و دفاع از حق بيان می داند و به همين منظور زنبق طلايی شهر فلورانس را به نسرين ستوده و پدر ماريو بارتولينی تقديم می کند .
جهان کوشش های نسرين را قدر می داند اما او در سال نو هم از ديدار فرزندانش محروم است
اين روزها در ميان کسانی که آزادی می شوند، به مرخصی می آيند، اجازه ملاقات با خانواده شان را خود را می يابند خبری از نسرين ستوده نيست. خبری از ملاقات يا مرخصی برای نسرين ستوده نمی شنويم. مهرآوه و نيما همچنان چشم به در دوخته اند تا در سال نو مادر را ببينند. نيما طی ۷ ماهی که از بازداشت نسرين می گذرد حتی يک ساعت هم مادرش را نديده است. اين کودکان انگار قرار است هزينه ايستادگی مادری را بپردازند که نه اهل معامله است و نه اهل شکستن . اين کودکان اکنون ابزاری شده اند برای رنج چنين مادری. بی آنکه نسبت به خشونتی که به اين کودکان روا می دارندتوجهی نشان دهند.
نسرين ستوده همچنان در زندان است. درحالی که هم سلولی هايش آزاد شدند او چند روزی را در انفرادی بسر برد و تا کنون هم اجازه ملاقات حضوری نداشته است. او همچنان در بند ۲۰۹ است و پس از ۷ ماه بازداشت هنوز به بند عمومی منتقل نشده است. هفت ماه هست که جز در داخل سلول حتی برای رفتن به دستشويی چشم بند بايد برچشم هايش باشد. بيش از دو ماه هست که حکم او را صادر کرده اند اما بدون تمديد قرار بازداشت و بدون حکم قضايی او را در زندان نگاه داشته اند.
سلول های بدون تختخواب، تعذيه نادرست، انفرادی و فشارروانی طاقت فرسا وضعيتی است که نسرين و بسياری از ديگر زندانيان در آن گرفتار بوده اند. در حالی که جهان کوشش های نسرين را قدر می داند دادگستران ما مدافع حقوق زنان و بشر را به نام عدالت به بند می کشند.

منبع  : تغيير برای برابری

ادامه مطلب

شورای حقوق بشر و ایران



مصاحبه با عبدالکریم لاهیجی


نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنوپس از تصویب تعیین گزارشگر ویژه برای ایران در شورای حقوق بشر سازمان ملل، مقامات ایرانی واکنش‌های تندی را نسبت به این مسئله نشان داده‌اند. دکتر لاهیجی از اهمیت این قطعنامه و عواقب آن برای ایران می‌گوید.

دکتر عبدالکریم لاهیجی، حقوقدان و بنیان‌گذار جمعیت دفاع از حقوق بشر در ایران است. وی همچنین نایب رئیس فدراسیون بین‌المللی مجاعه حقوق بشر در اروپاست.
دویچه‌وله: آقای بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، امروز اعلام کرد که قطعنامه‌ی اخیر شورای حقوق بشر سازمان ملل فاقد ارزش حقوقی است. پاسخ شما به ایشان چیست؟
دکتر عبدالکریم لاهیجی: من نمی‌دانم که آقای بروجردی از نظر حقوقی چه صلاحیتی دارد. آیا اصلاً تحصیلات حقوقی کرده، تجربه‌ی حقوقی داشته یا نه. فقط یادآوری می‌کنم که جمهوری اسلامی ایران دو بار داوطلب عضویت در شورای حقوق بشر بود و هر دو بار متأسفانه یا خوشبختانه رأی نیآورد. شورای حقوق بشر تنها نهاد حقوق بشر دولتی است که در دنیا وجود دارد و در چارچوب اساسنامه‌ی منشور ملل متحد عمل می‌کند. بنابراین وقتی که آقای بروجردی می‌گوید که ارزش حقوقی ندارد، یعنی این که اصلاً اعتبار و صلاحیت سازمان ملل و تمام نهادهای وابسته به سازمان ملل را مورد تردید قرار می‌دهد و در این صورت چه گونه است که ایران همچنان عضو سازمان ملل متحد است و چه گونه است که ایران کاندیدای عضویت در نهادهای سازمان ملل است؟
از طرف دیگر این را به جرأت می‌توانم بگویم که از زمانی که شورای حقوق بشر تشکیل شده که می‌دانید جانشین کمیسیون حقوق بشر است، هرگز قطعنامه‌ای با این اکثریت در شورای حقوق بشر برای تعیین گزارشگر ویژه به تصویب نرسیده بود؛ به‌خاطر این که تصمیمات در مراجع جهانی همیشه با اکثریت نسبی گرفته می‌شود. ولی دیروز ما شاهد بودیم که این قطعنامه اکثریت مطلق را آورد. یعنی از ۴۳ کشوری که به عنوان عضو شورای حقوق بشر در این رأی‌گیری شرکت کردند، ۲۲ کشور رأی موافق دادند. یعنی نصف به اضافه‌ی یک که در عالم حقوق به آن می‌گویند اکثریت مطلق. و دیدیم که فقط هفت کشور مخالف بودند، از جمله پاکستان، بنگلادش، کوبا، روسیه و چین.
حالا به آن طرف نگاه کنیم و ببینیم این ۲۲ کشور چه کشورهایی هستند. فقط کشورهای غربی نیستند. ازکشورهای آمریکای لاتین هستند مثل برزیل، شیلی و گواتمالا. از کشورهای آسیایی هستند مثل کره‌ی جنوبی و ژاپن. از کشورهای آفریقایی هستند مثل سنگال. با توجه به این که در شورای حقوق بشر تنها کشورهای غربی عضویت ندارند و می‌دانید که آنجا عضویت، منطقه‌ای است و می‌بینیم که این ۲۲ کشور از همه‌ی قاره‌ها در این رأی‌گیری به‌عنوان نمایندگان قاره‌‌‌شان شرکت کردند و رأی مثبت دادند. بنابراین در این شرایط هیچ کسی نمی‌تواند بگوید که این تصمیم نه فقط ارزش حقوقی، بلکه ارزش سیاسی هم نداشته است، بلکه به عقیده‌ی من تصمیمی‌است که جامعه‌ی بین‌المللی در قبال ایران گرفته است.
بخش دوم صحبت ایشان هم این بود که اصلاً ایران نباید این گزارشگر ویژه را بپذیرد و در حقیقت به ایران راه دهد. آیا دکترعبدالکریم لاهیجی همانطور که می‌دانید این‌ها کسانی هستند که متأسفانه در جهل مطلق زندگی می‌کنند. آقای برجرودی شاید نداند که هنوز هویت این گزارشگر ویژه معلوم نیست، به‌خاطر این که شخص گزارشگر ویژه هنوز تعیین نشده و قرار است که در اوایل ماه مه در یک اجلاس اداری شورای حقوق بشر انتخاب شود و ما برای رفع بهانه‌گیری‌های جمهوری اسلامی کوشش خواهیم کرد که گزارشگر ویژه از یکی از قاره‌های آفریقا یا آسیا باشد و شاید حتی مسلمان باشد و او هم در چارچوب مأموریتی که دارد، از جمهوری اسلامی درخواست ویزا خواهد کرد.
حالا آن روز طرفداران، دوستان و همفکران آقای بروجردی تصمیم خواهند گرفت که آیا به او ویزا بدهند، آیا موجبات انجام این تحقیق بین‌المللی را فراهم می‌آورند یا نه و اگر جواب منفی باشد، خب می‌دانید که در آن صورت دیگر پرونده‌ی وضعیت حقوق بشر در ایران، همچنان که در مورد لیبی دیدیم، باید به شورای امنیت سازمان ملل برود و دیگر برای همیشه در شورای حقوق بشر نخواهند بود.
در خلال سال‌های ۱۹۸۴ تا ۲۰۰۲ هم شورای حقوق بشر سازمان ملل نماینده‌ی ویژه‌ای را برای ایران تعیین کرده بود. خیلی‌ها، البته بیش‌تر منتقدین، می‌گویند مگر آن نماینده چه کاری توانست از پیش ببرد که این گزارشگر بخواهد از پیش ببرد. پاسخ شما به این گروه چیست؟
به‌عنوان کسی که در آن دوران از نزدیک نه فقط در جریان تصویب آن قطعنامه‌های هرساله‌ی کمیسیون حقوق بشر بودم، بلکه با آن دو گزارشگر، هم با آقای گالیندوپل و هم با آقای کاپیتون، کار کردم، باید بگویم که نخیر این‌طور نبود. اگر بهبودی در شرایط حقوق بشر در ایران و به طور کلی در ارتباط با آزادی‌های اجتماعی به‌وجود آمد که برخلاف آن چیزی که خیلی‌ها فکر می‌کنند، پیش از دوره‌ی اصلاحات و آقای خاتمی شروع شد، به عقیده‌ی من یکی از دلایلش هم همین فشارهایی بود که از طریق گزارشگر ویژه به ایران می‌آمد.
گزارشگران ویژه بودند که پای‌شان به داخل زندان اوین رسید و با زندانیان سیاسی مصاحبه کردند. گزارشگران ویژه بودند که با دادن گزارش‌های‌شان باعث شدند جمهوری اسلامی یکمقدار در سیاست بین‌المللی‌اش تجدیدنظر کند و طی هشت ساله‌ی گذشته که برای ایران گزارشگر ویژه وجود نداشته، ما دیدیم که وضعیت حقوق بشر در ایران روز به روز خراب‌تر شد و به وضعیت واقعاً دهشتناک کنونی رسید.
و بازوی اجرایی این گزارشگر ویژه چیست؟
مأموریت گزارشگر ویژه این است که گزارشش را به شورای حقوق بشر بدهد و شورای حقوق بشر باید نتیجه‌ی آن گزارش را به مقامات اجرایی سازمان ملل، یعنی در نهایت شورای امنیت بدهد. یعنی اگر روزی واقعاً جامعه‌ی بین‌المللی به این نتیجه برسد که ازجمله سرکوب‌های دو سال اخیر در ایران و فجایعی که در ایران صورت گرفته، باید برایش ضمانت اجرا هم قائل شد، چنانچه اخیراً در مورد لیبی دیدیم، تعیین ضمانت اجرا با شورای امنیت سازمان ملل است.
مصاحبه‌‌گر: میترا شجاعی
تحریریه: کیواندخت قهاری 

برگرفته از : دویچه‌وله

ادامه مطلب

بازداشت دو شهروند مسیحی در حین سفر نوروزی


خبرگزاری هرانا - روز چهارشنبه، سوم فرودین ماه سه شهروند که در مسافرت نوروزی به سر می‌بردند، در جاده سلماس به روستای بروشخواران توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شدند.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، خبرگزاری حقوق بشر ایران، صالح جهانگیرزاده فرزند سعید اهل روستای بروشخواران از توابع سلماس و حمید نجفی به همراه همسرش ماهزر نجفی شهروندان مسیحی اهل کرج که روز چهارشنبه برای تعطیلات نوروز به این شهرستان مسافرت کرده بودند، توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شده‌اند.

در پی این بازداشت هم چنین اتومبیل سواری صالح جهانگیرزاده نیز توسط اداره اطلاعات توقیف شده است.

شایان ذکر است که پیگیری‌های خانوادهٔ افراد بازداشت شده تاکنون به نتیجه‌ای نرسیده و از چگونگی وضعیت و محل نگهداری ایشان پس از گذشت ۴۸ ساعت هیچ اطلاعی در دست نیست.

 منبع : هرانا


ادامه مطلب

اعدام مخفیانه یک زوج کلیمی- ارمنی به همراه سه تن دیگر و عدم تحویل پیکر دو اعدامی


خبرگزاری هرانا – سحرگاه روز دوشنبه ۲۳ اسفند ماه یک زوج کلیمی – ارمنی به همراه یک زن و دو مرد در زندان اوین به صورت مخفیانه اعدام شدند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا «ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران» دفتر کشیک شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب ضمن تائید اجرای حکم اعدام ۵ نفر در سحرگاه دوشنبه از ارائه هرگونه توضیحی در خصوص نحوه تحویل اجساد و تدفین پیکر این زوج خودداری کرد.

خانم آدیوا میرزا سلیمان کلیمی از ایرانیان کلیمی به همراه همسرش وارژان پطروسیان از ایرانیان ارمنی به همراه یک زن و دو مرد با هویت نامعلوم به صورت مخفیانه در زندان اوین اعدام شدند.
از اتهام اعدام شدگان اطلاعی در دست نیست.
اقوام زوج اعدامی که قصد داشتند بر اساس آداب و رسوم خود مراسم تدفین ایشان را اجرا کنند از سوی نیروهای اطلاعاتی و امنیتی تهدید به بازداشت شدند.

منبع: هرانا
ادامه مطلب

مقامات جمهوری اسلامی: گزارشگر ویژه سازمان ملل را نمی پذیریم


خبرگزاری هرانا - رئيس کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس شورای اسلامی گفت که قطع‌نامه اخير شورای حقوق بشر سازمان ملل فاقد هرگونه ارزش حقوقی و کاملا مطرود است.
علاءالدین بروجردی در موضع گیری خود نسبت به قطنامه اخیر شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد علیه جمهوری اسلامی افزود: "جمهوری اسلامی نباید گزارشگر پیشنهاد شده در این قطعنامه را برای تهیه گزارش از وضعیت حقوق بشر کشورمان بپذیرد."
به گزارش مهر، وی با اشاره به اینکه موضع‌گیری‌های حقوق بشری علیه ایران برای اولین بار نیست که صورت می‌گیرد مدعی شد: "همه اینها متاثر از سیاست‌های مستقل جمهوری اسلامی ایران و عدم پیروی آن از ساختار سیاسی ظالمانه حاکم بر جهان امروز است."
علاءالدين بروجردی در ادامه تاکید کرد: "بحمدالله هم اکنون وضعيت حقوق بشر در ايران با توجه به مجموعه ويژگی‌های موجود در کشور ما و آزادی‌هايی که در ايران وجود دارد و همچنين امنيتی که در چنين شرايط آزادی وجود دارد کاملاً مطلوب است."
در همین زمینه رامین مهمان‌پرست سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی در پاسخ به سؤالی در خصوص تصویب قطعنامه شورای حقوق بشر سازمان ملل در محکومیت نقض حقوق بشر در ایران و الزام به اعزام گزارشگر ویژه به آن کشور، گفت "این قطعنامه غیرمنصفانه و ناموجه بود و کاملاً سیاسی است و ‌علی‌رغم تمایل برخی کشورها، تحت فشار آمریکا به تصویب رسید."
مهمان‌پرست مدعی شده است که هدف از این قطعنامه تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی و منحرف کردن روند فعلی شورای حقوق بشر در بررسی دوره‌ای جهانی وضعیت حقوق بشر همه کشورهاست.

سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی اظهار عقیده کرد: "آمریکا با اینگونه اقدامات و برخورد گزینشی درصدد است با تغییر این مسیر توجهات را از نقض حقوق بشر در غرب به ویژه آمریکا منحرف کرده و در روند اغراض سیاسی خود بر برخی کشورها تمرکز ایجاد کند."
وی بدون اشاره به وضعیت اسف بار حقوق بشر در ایران افزود: "اخیراً پرونده حقوق بشری آمریکا در شورای حقوق بشر مورد بررسی قرار گرفت و ایرادات بسیاری بر وضعیت حقوق بشر در این کشور وارد شد و لذا آمریکا که از این وضعیت راضی نیست، می‌خواهد این مسیر را تغییر دهد."
همزمان سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز قطعنامه شورای حقوق بشر سازمان ملل را "یک طنز سیاسی" ذکر کرد و گفت "تلاش غربی‌ها بویژه آمریکا بر این است که به نوعی عملیات پیش دستانه‌ای را انجام دهند بطوریکه جنایات علیه مردم منطقه را معطوف به ایران کنند، اما آنقدر این جنایات روشن است که عملیات روانی آن‌ها هیچگاه به ثمر نخواهد نشست."

کاظم جلالی در خصوص صدور قطعنامه اخیر شورای حقوق بشر سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی مدعی شد: صدور این قطعنامه در این شرایط خیلی به نفع ماست، چرا که افکار عمومی در دنیا هم اکنون وضعیت کشور‌ها را با یکدیگر مقایسه می‌کنند و می‌گویند چه اتفاقی افتاده که انتخابات باشکوه در ایران برگزار می‌شود و مردم از تمام حقوق مادی و معنوی خود در این کشور برخوردارند و آزادی‌های مدنی در ایران وجود دارد اما علیه این کشور قطعنامه صادر می‌ شود در حالی که آمریکا و همپیمانانش در منطقه از خشن‌ترین و دیکتاتور‌ترین رژیم‌های منطقه که اقدام به کشتار مردم بیگناه خود می‌کنند حمایت کرده و هیچ قطعنامه به موقع و لازم الاجرایی علیه آن‌ها صادر نمی‌شود."
روز گذشته شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو، برای نخستين بار در ۱۰ سال گذشته، با تعيين نماينده ويژه حقوق بشر در ايران موافقت کرد. این قطع نامه در نهایت با ۲۲ رای موافق و ۷ رای مخالفت و ۱۴ رای ممتنع تصویت شده است.
شایان ذکر است که شورای حقوق بشر درباره "سرکوب دگرانديشان" و "افزايش مجازات اعدام" در ايران ابراز نگرانی کرده است.
ادامه مطلب

تلاش هکرهای مستقر در ایران برای نفوذ در یاهو، جی میل و اسکایپ


خبرگزاری هرانا - یک شرکت فعال در زمینه امنیت اینترنت از دستیابی هکرهای مستقر در ایران به گواهی دیجیتال خدمات پست الکترونیکی یاهو و گوگل و دیگر نرم افزارهای ارتباطی مانند اسکایپ خبر داده است.
شرکت کمودو در نیوجرسی آمریکا که در زمینه صدور گواهی دیجیتال فعالیت می کند، اعلام کرده است هکرهایی از داخل ایران توانسته اند با رخنه به درون سایت یکی از واحدهای اروپایی این شرکت، گواهی دیجیتال سایت هایی مانند جی میل، یاهو، اسکایپ و مرورگر فایرفاکس را جعل کنند.
کمودو با اشاره به آدرس اینترنتی هکرها و نوع تمرکز حملات آنها احتمال می دهد این حمله از سوی دولت ایران و برای به دست آوردن نام کاربری و کلمه عبور ای میل شهروندان این کشور انجام شده باشد.
گواهی دیجیتال(Digital Certificate) سندی الکترونیک است که به کاربران اطمینان می دهد تبادل اطلاعات بین مرورگر آنها و سرور سایت مورد رجوع رمزگذاری شده است و شخص سومی به آن دسترسی ندارد.
حمله مورد اشاره کمودو در پانزدهم مارس انجام شده و این شرکت پس از کشف این موضوع، گواهی های جعل شده را باطل کرده است.
جعل گواهی دیجیتال سایت های اینترنتی به دولت ها اجازه می دهد با تغییر مسیر ترافیک آنلاین، به مکاتبات الکترونیک آنها دسترسی پیدا کنند.
از سوی دیگر، جعل گواهی دیجیتال مرورگرهای اینترنتی به هکرها اجازه می دهد در فعالیت آنلاین کاربران جاسوسی کنند.
هنوز معلوم نیست اطلاعات کاربری چه تعداد از شهروندان ایرانی دزدیده شده است.
محمود عنایت، کارشناس اینترنت به بی بی سی فارسی گفت: "شرکت کمودو می گوید که این حمله را خیلی زود شناسایی کرده و گواهینامه های صادر شده را باطل کرده است. همچنین به تمامی سایت هایی که گواهینامه ها به اسم آنها صادر شده، این موضوع اطلاع داده شده است."
فایرفاکس و گوگل از ارتقای مرورگرهای خود برای شناسایی گواهی های جعلی مورد نظر خبر داده اند.
محمود عنایت به کاربران اینترنت توصیه کرد برای جلوگیری از خطر دسترسی احتمالی هکرها به اطلاعات شخصی آنها در اولین فرصت مرورگرهای خود را به روز کنند.
آقای عنایت گفت: "به کاربران ایرانی توصیه می شود از مرورگرهای کروم یا فایرفاکس استفاده کنند و مرورگرهای خود را به روز کنند. همچنین به کاربرانی که نگران امنیت خود هستند، توصیه می شود که پس به روز کردن مرورگرهای خود، رمزهای عبورشان را عوض کنند."
او همچنین به فعالان سیاسی و اجتماعی توصیه کرد برای دسترسی به پست الکترونیک از سرویس های امن و قابل اطمینان وی پی ان استفاده کنند.
دولت های مختلف تاکنون چند بار برای به دست آوردن اطلاعات شهروندان از طریق جعل گواهی دیجیتال سایت های ارتباطی اقدام کرده اند.
یکی از تازه ترین موارد، تلاش دولت سابق تونس برای نفوذ به حساب کاربری شهروندان در شبکه های اجتماعی و کنترل فعالیت آنها از طریق پاک کردن پیام های مخالفان بود.
ادامه مطلب

نقض حقوق اقلیتهای آئینی در جمهوری اسلامی ایران

دکتر گلمراد مرادی

مشاور خانواده و تحلیل گر مسایل سیاسی


سخنانی در 16همین اجلاس حقوق بشر سازمان
ملل متحد، ژنو در رابطه با نقض حقوق اقلیتهای
آئینی در جمهوری اسلامی ایران،
بتاریخ دهم مارس 2011 


خانمها و آقایان محترم،
مدافعان حقوق اقلیتهای آئینی، 

این یک امر طبیعی است که ما انسانها و بویژه فعالین حقوق بشر و قبل از همه اقلیتها درسراسر جهان خوشحالیم که سازمان مللی وجود دارد و به حق و حقوق همه افراد بشر درحد امکانات و بدون تبعیض، توجه جدی دارد و دفاع می کند. اضافه بر این همه شادمانیم که مبارزان و سازمانهای غیر دولتی فعالی نیز وجود دارند که صدای حق طلبانه ستم دیدگان را به گوش جهانیان می رسانند و نهایتا همه امیدوار و خوش بینیم که شما علاقه مندان در اینجا حضور دارید، این خود قدرت قلبی است برای ادامه مبارزه، به منظور کسب حقوق طبیعی و عادی انسانها. در هر صورت ما آرزو داریم روزی فرا رسد که انسانها هیچ نیازی نبینند که این همه نیرو و وقت صرف دفاع از ابتدائی ترین حقوق طبیعی فردی، گروهی، آئینی و ملی بنمایند. روزی فرا رسد که فرزندان ما، نوه ها و نبیره هایمان در شادی و سر فرازی بسر برند و از فرد فرد شماها، فعالان و مدافعان حقوق انسانی برای نقش برجسته و الگویی تان، اعتقاد و زحماتتان قدر دانی کنند. واقعا شرم آور است و من به شخص خجالت می کشم، از کشوری می آیم که رژیم آن، در اوایل قرن بیست ویکم هنوزهم انسانهارا به خاطر دگر اندیشی وداشتن افکار و آئینی غیر از آئین حاکم، تحت پیگرد قرار می دهد. بدون شک آن کاریکه، امروزه در جمهوری اسلامی ایران اتفاق می افتد، برای جهان بشریت غیرقابل تحمل و جنایت است. به دیگر سخن در سایه این رژیم، روزی نیست که اقلیتها، حتا آن آئین هائی که درقرآن مجید به رسمیت شناخته شده اند، مانند زرتشتیان، یهودیان، مسیحیان درآن کشور به عناوین مختلف، تحت تعقیب قرار نگیرند وپیروان این آئین هارا، زیرنام اخلال علیه نظام، به جاسوسی برای کشورهای غربی و تبلیغ آئینی غیر اسلامی متهم نکنند و اذیت و آزار ندهند. حالا خوب تصورش را بفرمائید تازه با آئینهای، درقرآن مجید به رسمیت شناخته شده اینگونه رفتار می شود. خوب در نظر بگیرید، آئینهائی مانند یارسانیان، بهائیان و صوفیان نعمت الهی یا دراویش گنابادی را که اصلا برسمیت شناخته نیستند، اگر بر باور خود بطور جدی ثابت قدم بمانند، چگونه رفتار می شود؟ برای نمونه، دروایش گنابادی که خود را مسلمان شیعه 12 امامی نیز می خوانند، با این توصیف بیش از صد نفر از پیروان آن هنوز در زندانهای قم و اصفهان و تهران بسر می برند. بنا به گزارش مدافعان حقوق بشر در همین ماه گذشته احکام زندان سنگین برای مبلغان ادیان غیر مسلمان در کردستان و جاهای دیگر صادر نموده اند. به این خبر توجه کنید: "صدور بيش ازچهل سال زندان براي مبلغان مذهبي كرد زبان: 7تن از مبلغان مذهبي كرد زبان از سوي شعبه 28 دادگاه انقلاب تهران به حبس هاي طولاني محكوم شدند. چهارماه حبس براي يكي از دراويش نعمت اللهي: دادگاه عمومي گناباد درجريان محاكمه اي غيابي، محمد مروي از دراويش سلسله نعمت اللهي گنابادي ساكن بيدخت را به دليل مقاومت در مقابل ماموران دولت به تحمل چهار ماه حبس محكوم كرده است". در واقع روزی نیست که از داخل مملکت از نقض حقوق انسانی و وابستگی آئینی غیر اسلامی آنها، گزارشاتی مستند بدست ما نرسد.
درحقیقت جمهوری اسلامی بنا به آیات مؤکد قرآن مجید، حتا حق زندگی به پیروان آئین های به رسمیت شناخته نشده را نمی دهد، اگر بهمان زندگی دوگانه، مانند پدران خود ادامه ندهند. در صورتی که جوانی یارسانی یا بهائی نخواهد دروغ بگوید و صراحتا خودرا با آئین خود معرفی کند، نه اینکه در هیچ جائی کار دولتی به او نمی دهند و مورد توهین و تهدید قرار می گیرد، بلکه از دانشگاه و یامؤسسات آموزشی حرفه ای اخراجش می کنند، اگر باز هم سکوت نکند و یا دروغ نگوید، او را دستگیر، باز جوئی، تهدید به مرگ، زندانی، شکنجه و حتا اعدام می کنند. بنا به استدلال این آقایان اگر کسی به راستی و درست گوئی و بیک اصول پای بند باشد، ضد نظام است. یعنی برانداز، "جاسوس" و دست نشانده و"مأمور" بیگانگان باید باشد و کافر محسوب می شود. مثلا بنا به سوره البقره، آیه 191 قرآن مجید که در آن می گوید: "هرجا مشرکان را دریافتید بقتل برسانید و از شهر هاشان برانید چنان که آنان شما را از وطن آواره کردند و فتنه گری که آنها کنند سخت تر و فسادش بیشتر از جنگ است و در مسجد حرام با آنها قتال مکنید مگر آنکه پیش دستی کنند در این صورت رواست که در حرم آنهارا به قتل رسانید این است کیفر کافران". حالا چه کسانی کافر اند؟! در قرآن مجید بنا به سوره مائده آیات 68 - 73 حتا مسیحیان و یهودیان را کافر می دانند، زیرا آنها به قرآن ایمان نیاورده و برای خدا شریک قایل می شوند (اب و بن و روح القدس). سوره احزاب آیات 60 تا 62 می گوید هر فردی دستور خدا و پیغمبر او (محمدبن عبدالله) را، اجرا نکند کافر است وقتلش واجب. من آیه 61 همین سوره را می آورم چون کوتاه است: "این مردم پلید بد کار رانده درگاه حقند باید هر جا یافت شوند آنان را گرفته و جدا بقتل رسانید". براین مبنا جمهوری اسلامی همه آئینهای اقلیت و آن پیروانی که علنا خودرا وابسته به آئین و دین معینی غیراسلامی بدانند تحت پیگرد قرار می دهد. بویژه این رژیم در ایران به دو آئین غیر رسمی حساسیت نشان می دهد. یکی آئین بهائی گری است که رسما به دلیل فعالیت دایم پیروان آن، در جهان شناخته شده است و از طرف مدافعان حقوق بشر بطور جدی حمایت می شود و این حمایت از خارج، خود "تهدیدی" برای جمهوری اسلامی است و دیگری آئین اهل حق یا یارسان است که تا چند سالی بعد از انقلاب در ایران، به دلیل سکوت نسبی پیروان آن و نبود حمایت کننده، رژیم کمتر در برابر آئین یاری احساس خطر می کرد. زیرا سازمان ملل و مدافعان حقوق اقلیتهای آئینی، چیزی درباره این آئین بدست نمی آوردند و درنتیجه چیزی نمی دانستند. اما اکنون که با همت جوانان با شهامت یارسانی کوشش می شود این آئین را به جهانیان بیشتر معرفی کنند، لذا خطرش برای مستبدان اسلامی در ایران دارد محسوس و بیشتر می شود.
در اینجا یک نکته لایق ذکر است که آئین یاری برای سازمان ملل به عنوان یک آئین غیر وابسته و مستقل از سال 2002 میلادی به این طرف شناخته شده است در صورتی که این آئین کردی که ایزدی نیز بخشی از آن است، ریشه ای کهن و عمری به طول تاریخ پیدایش ادیان دارد. اکنون باپیشرفت تکنولوژی و کمک جوانان یارسانی انجمنهای فرهنگی و سازمانهای سیاسی، مانند انجمن فرهنگی جامعه یارسان و جنبش دمکرتیک یارسان در خارج، تشکیل گردیده و این آئین و خواستهای فرهنگی و سیاسی پیروان آن را بگوش جهانیان می رسانند. برای اولین بار در گزارش سال 2002 آقای ماوریس کاپیتورن، کانادائی الاصل و نماینده ویژه، حقوق بشر، سازمان ملل در آن سال، دربندهای 82 تا 84، نامی از یارسان و پیروان تحت ظلم وستم آن، ازطرف رژیم جمهوری اسلامی ایران، برده شده. بدان نحوکه انجمن فرهنگی جامعه یارسان در خارج نامه ای به عنوان سازمان ملل نوشته و توسط یکی از اعضای فعال خود که در کانادا مقیم است این نامه انجمن را شخصا به آقای کاپیتورن ارائه نموده و صدای حق طلبانه مردم یارسان را به گوش ایشان و از آن طریق به سازمان ملل متحد رسانده است که ما آن بخش از گزارش سازمان ملل را درسایت یارسان هم بزبان انگلیسی و هم بزبان فارسی در آن سال منتشر نمودیم. با این وصف با تأسف باید گفت که هنوز دادگاههای بسیاری ازکشورهای اروپائی این آئین را بنا بخواست و مصلحت کشور متبوعه، بخشی از اسلام شیعه می دانند و رأی خود را درباره سر نوشت متقاضیان پناهندگی براین اساس صادر می کنند که یارسانیان "هیچ مشکل آئینی" در ایران نخواهند داشت!! واقعیت به ما می گوید که این ادعا بی پایه است.
در ایران کنونی چه می گذرد؟
این که فرار جوانان و خانواده های یارسانی، بدون شک آنها نمی خواهند زندگی دو گانه داشته باشند و بهمین دلیل تحت پیگرد قرار می گیرند، در سالهای اخیر چند برابر شده و برخی از آنان درترکیه، تحت پوشش کمیساریای عالی پناهندگان به سر می برند و در سخت ترین شرایط زندگی می کنند، بر کمتر کسی پوشیده است. انجمن فرهنگی جامعه یارسان تاکنون توانسته است به پناهجویان زیادی ازاین افراد و خانواده ها که سالیان درازی را بلاتکلیف درکمپ های یو. ان. در ترکیه گذرانده اند، کمک رساند. بدین ترتیب با تقاضای خود آنها و ارسال مشخصات، انجمن کوشش می کند با نوشتن نامه، تلفنی، ارسال فاکس و تأییدیه بنام این پناه جویان به عنوان یارسانی، به کمیساریای عالی پناهندگان در آن کشور، بر اساس آزادی انسان و باور به دمکراسی، فشاربیاورد که آنهارا درصورت امکان به کشورهای پناهنده پذیر، منتقل نمایند. در سالهای اخیر جنبش دمکراتیک یارسان و دیگر ارگانها و انجمنهای یارسانی این کار را می کنند و در این راه تا کنون موفقیتهائی به دست آمده است. اگر پناهجوی آئینی بتواند در بازجوئی خود بامنطق توضیح دهد که چرادر جمهوری اسلامی نمی توانسته به زندگی ادامه دهد، او و خانواده اش را به عنوان سهمیه پناهندگی به یکی ازکشورهای امن جهان می فرستند. در این جا باید گفت که در میان همه کشورهای امن و پناهنده پذیر، دولتهاو کشورهای اسکاندیناوی وانگلیس و کانادا، بترتیب رکورد پناهجوی یارسانی پذیری را شکسته اند. البته قضات همین کشورها، اخیرا برخی از تقاضاهای پناهندگی را نیز رد نموده و دلایل ردی این پناه جویان را همان گونه که در بالا اشاره شد، آئین یاری را شاخه ای از شیعه گری به حساب آورده اند که ما باسند این را اشتباه محض یاسوء تفاهم قضات می دانیم، اگر واقعا بنابه مصلحت دولتهای خودی نباشد. زیرا سفارتخانه ها و وزارت امورخارجه این کشورها خوب می دانند، در صورت برگرداندن این پناه جویان یارسانی، به ایران خطر جانی و زندانی دراز مدت در انتظار دارند.
اخیرا نامه هائی از فارغ التحصیلان یارسانی که تا پایان تحصیلات، آئین خودرا مخفی نگهداشته بودند، زیرا باور دارند که انسان باید در داخل مملکت بماند و تخصص خودرا
در خدمت مردم محروم بگذارد، بهمین دلیل اصرار در ماندن در میهن داشته اند، در یافت کرده ایم. از میان این نامه ها اسامی فارغ التحصیلان پزشکان یارسانی دیده می شوند که اپروباسیون خود یاحق طبابت را باموفقیت گذرانده اند، اما در استخدام موفقیتی نداشته اند. حالا ما اگر ازمسئله رقابت شدید بین آنها و همکاران مسلمان افراطی شان که عمیقا هوادار رژیم اند چشم بپوشیم، نکات مهم دیگری هست که مانع استخدام می شود و آن لو رفتن آنها توسط مأموران رژیم است که یارسانی اند و برباور خویش ایستاده اند. برخی ازآنان نه اینکه مثلا بعنوان دندان پزشک و پزشک در هیچ بیمارستانی، بدلیل یارسانی بودن مجاز به استخدام شدن، نبوده اند، بلکه اجازه باز کردن مطب را نیز به آنها نداده اند. در صورتی که این افراد فارغ التحصیل یارسانی وظایف بیمارستانی خودرا نیز در دور افتاده ترین شهرستانها و دهستانهای خارج از مرکز انجام داده اند و هیچ گونه کار سیاسی یا تبلیغ آئینی هم نکرده اند و بهترین گواهی کاری از رؤسای بیمارستانی در تخصص خود را دارند، اما آن گونه که گفته شد، به دلیل دگر اندیشی و دارای باوری دگر بودن، تحت پیگرد قرار گرفته اند و راهی مهاجرت اجباری به دیگر کشورها شده اند. بدون شک اگر در داخل مملکت می ماندند بنابه تجربه، همانند بسیاری ازوابستگان وپیروان فعال ادیان اقلیت، آزادی و جانشان در خطر می بود. بدین ترتیب حد اقل آنها قادر شده اند، جان خود را نجات دهند واکنون برخی ازآنان هنوز منتظراند دریک کشور امن ودمکراتیک بعنوان پناهنده، پذیرفته شوند. نظیر این حق کشی هادر طول سی و یک سال گذشته، نمونه های فراوانی داشته ایم و حالا نیز می بینیم. بنابه این گزارشهای رسیده اگر فقط به یک ماه از سال 1389 توجه کنیم، خواهیم دید که برای مثال و بنا به اسناد غیر دولتی و ارگانهای مدافع آزادی و دمکراسی 35 فقره نقض حقوق انسانی در میان اقلیتهای آئینی در ایران درمدت یک ماه انجام گرفته است که 14 نفر بازداشت شده و تعدادی بدادگاهها خوانده ومحاکمه گردیده اند وحتا حکم شلاق خوردن را دریافت نموده اند. ازجمله این آئین های اقلیت پیروان یارسان و بهائی گری که به باور خود پای بندی نشان می دهند، ازبقیه بیشتر موردضرب وشتم و محاکمه واخراج قرار می گیرند.
چیزی که درباره مردم یارسان می توان گفت: آنست که پیروان یارسانی، همانند دیگر اقلیتهای دینی، سازمان یافته نیستند، اجازه و امکان تربیت فرهنگی و آئینی فرزندان خودرا ندارند. به علاوه، بسیاری ازمراسم اسلامی را، ازقبیل ازدواج، طلاق، تدفین مردگان، اجرای مراسم ختم وغیره به اجبار، به آنها تحمیل شده است. پیروان آئین یاری، اجازه چاپ و نشر کتاب مقدس خودرا ندارند و هیچ امکاناتی نیز در دست نیست که حتا بطورخصوصی به فرزندان شان آئین یاری را بشناسانند. به این دلیل اکثر آنها به عادت، اجرای مراسم و آئین خودرا یاد گرفته اند و به آن عمل می کنند. اخیرا جوانی دانشجو ازیکی ازشهرستانهای غرب بامن تماس گرفت و اظهار داشت، تاکنون آئین یاری و زبان و فرهنگ کردی برای او یک زائده وغیر ضروری معرفی شده بوده و والدین او نیز در این باره به دلیل نا آگاهی در پاسخ به پرسشها سکوت می کرده اند. اکنون که وارد دانشگاه شده است، دارد درمورد هویت ملی و آئین خود که غیر اسلامی و غیر ملیت حاکم است، به طور جدی مطالعه می کند و تازه پی برده است که او دارای هویتی دیگر در ایران چند ملیتی و چند آئینی است. این جوان و هزارها مانند او از نظر تاریخی آگاهی دقیق ندارند که از رژیمهای دیکتاتوری انتظاری بیش ازاین نمی توان داشت. بدین ترتیب و بدلیل سرکوب خشن، صدای حق طلبانه یارسانیان به گوش جهانیان نرسیده و اکنون هم تا حدودی نمی رسد. لذا همانگونه که در پیش اشاره شد، به دلایل بی اطلاعی، کمتر از حقوق پیروان یارسان دفاع می شده است و یا اصلا نمی شده.
حالا ما اگر از تراشیدن اجباری سبیل معتقدان به آئین یاری که نمودار آئین اهل حق بودن است، بدون هیچ گونه دلیلی و فقط بمنظور توهین و اهانت به پیروان اهل حق (یارسان)، چشم به پوشیم، محاصره و به گلوله بستن دهکده اویچ تپه میان دوآب، فقط بدلیل پای بندی اهالی دهکده به اصول یارسانی و اعدام و زندانی چندین جوان یارسانی، دررابطه با اعتراض به اعمال تحریک آمیز و توهین به مقدسات آنها، قتل کیانوش آسا، مهندس فارغ التصیل و هنرمند در امور موسیقی آئینی یارسانی، فقط به دلیل شرکت او در راه پیمائی اعتراضی جنبش سبز علیه تقلب در انتخابات سال قبل و دستگیری برادرکیانوش آسا به خاطر برگذاری مراسم ختم یادبود قتل ایشان و زندانی دهها نفر ازشرکت کنندگان این مراسم توسط مأموران رژیم را، می توان نام برد. رژیم جمهوری سلامی از ترس گسترده شدن و دامنه وسیع اعتراضات مردمان ملتهای ایران به مأموران مخفی خود دستور اکید و محرمانه را برای کنترل، سرکوب و دستگیری در هر تجمع خیابانی یارسانی صادر کرده است.
آن گونه که درگزارش آمده است، درسالگرد مراسم قتل سیدخلیل عالی نژاد که اورا در یوتوبوری سوئد در 18 نوامبر 2001 باضربه چاقو کشتند و محل کارش، را برای رد گم کردن قاتلین، به آتش کشیدند و هنوزهم متأسفانه قاتل یاقاتلان این سید بیگناه دست گیر نشده اند و چه بسا پلیس سوئد از ترس بهم خوردن روابط دولت خود با جمهوری اسلامی، این امر را پی گیری نمی کند. دو نفر ازپیروان اهل حق که همان یارسانیان است، در مراسم ذکر شده درایران، دستگیر شده اند و مراسم سال گرد یاد بود سید خلیل، شدیدا تحت کنترل مأموران امنیتی قرار داشته است. اینها خبر های نا گواری هستند که در جمهوری اسلامی هر روز اتفاق می افتد. لذا ما خوش حالیم که دبیرکل سازمان ملل، آقای بان کی مون، بر محکومیت جمهوری اسلامی در نقض حقوق بشر، تأکید ورزیده اند و گزارش به 16 همین اجلاس سازمان ملل به نقض حقوق بشر در ایران اختصاص داده شده است.
آرزو داریم سقوط یکی پس از دیگری دیکتاتوران در کشورهای عربی و اسلامی برای جمهوری ملاها در ایران درس عبرتی باشد و یا به سقوط ملاها در ایران منجر شود.
از تأخیر درج این مطلب بنده را ببخشید. رسانه ها و دستگاههای دشمنان ملتها و آئینهای اقلیت، بسیار قوی اند و بودجه کلان برای پخش سریع در اختیار دارند و زود گزارشات تحریف شده در این موارد را پخش می کنند. بنده چون دیروز از سفر ژنو و سازمان ملل، بخش حقوق بشر آن بر گشته ام، لذا قادر نبودم زود تر این متن را که من فقط 20 دقیقه فرصت داشتم و خلاصه ای به انگلیسی توانستم به عرض حضار برسانم، برای درج در رسانه ها ارسال دارم. لایق ذکر است که یکی از حضار شرکت کننده در جلسه آقای دکتر دیهیم رئیس "سازمان حقوق بشر" جمهوری اسلامی ایران بودند. اگر فرصت یابم مطمئنا بنده در آینده مطلبی تحریف نشده و واقع بینانه تا آنجا که بخاطر سپرده ام، دررابطه با اظهارات و نوشته نمایندگان "غیر دولتی حقوق بشر" جمهوری اسلامی ایران در ژنو را خواهم نوشت.
از جانب انجمن فرهنگی جامعه یارسان و جنبش دمکراتیک یارسان
در خارح دکتر گلمراد مرادی
g-moradi@t-online.de
A speech in 16th Conference of UN-human rights
About the religious Minorities in Iran
In Geneva on March 10th 2011
(II)
Ladies and Gentlemen,
Dear Defenders of the rights of Minorities,
We are certainly sure that the day will come when it will not be necessary to fight for elementary natural rights of individuals, ethnic groups and religious Minorities because the Suppresser will be belong to the garbage of history. The day will come, when our Children, Grandchildren and Great- grandchildren will live in freedom and democracy and will be Proud of those who fought for and achieved these human rights in our World.
It is shameful that in the beginning of the 21. Century there are still some Dictators who cannot tolerate the opposition and thousands of human must flee their homeland because they think a different way and believe another Religion. It is embarrassing for me to be a citizen of a Country whose Ruler does not pay any attention to the elementary rights of the Citizens.
Without doubt, what today is happening in Iran is a crime and absolutely not acceptable for the civilized World. No day passes without religious Minorities, even those like Zoroastrian, Judaism and Christianity, which are named in Quran and known and accepted in Islam, are not suppressed in different ways and with different Arguments. The government denounces the believers of these known Minorities as destroyers of the Regime, spies for foreign government and religious propagandists.
Now you can imagine what would be happening to those who are not officially known as religious Minorities in Islam, like Baha’is, Sufism and Ahle-Haqq (Yarsani), if they stay in Iran and acknowledge their belief?!
For example, the Darawish Gonabadi even believes in the 12 Shiite Imams of Islam, nevertheless over 100 of the Believers of this faith are in the Jails of Qom, Isfahan and Teheran, the government has destroyed their Prayer-Buildings and so on.
According to the human rights organization Report;“the Judges of the Islamic Republic of Iran in the 28th Branch of the Court have sentenced 7 Kurdish non-Islamic promoters of their religious Minority to more than 40 years Jail in Teheran”.
The violations of human rights and the suppressing of non-Islamic Religious Minorities in Iran happen every day. As a matter of fact in the Islamic Republic of Iran, the Ruler follows the regulation of the holy book; they do it legally in accordance with the Quran. There is no chance for those non-Islamic people, whose Religion is not stated in the Quran, to continue to live at all, if they do not act as their ancestors, who pretended to be Muslim but secretly followed their own faith.
If Young believers of Yarsan or Baha’i refuse to deny their faith and clearly acknowledge their status as members of one of the religious Minorities, they never have an opportunity to be employed as official employees in any place, they would be threatened, where ever they appeared and would never get a chance to register at the Universities or any Learning Institutions. If they stand on their point of view, they would be arrested, sentenced, put in Jail, tortured and in extreme cases the Government would find a reason to sentence them to death.
According to the argumentation of these Dictators who ever does not want to lie but instead wants to be a civilized person and acknowledge one´s belief in a Minority faith, is attempting to destroy the government and is a Spy for a foreign Agent and a recipient of money from the enemy!! So these kinds of people are non-believers and according to Quran Sure Al-Baqareh verse 191 such as non-believers should be killed. I will quote the original translation from Ayatollah Qomshaie, about non-believers in Quran:
"هرجا مشرکان را دریافتید به قتل برسانید و از شهر هاشان برانید چنان که آنان شمارا ازوطن آواره کردند و فتنه گری که آنها کنند سخت تر و فسادش بیشتر از جنگ است و در مسجد حرام با آنها قتال مکنید مگر آنکه پیش دستی کنند دراینصورت رواست که درحرم آنهارا به قتل رسانید این است کیفر کافران".
Now we ask ourselves, who is a non-believer or who believes in several Gods? In Quran Sureh Al-MaAhed, Verse 68 to 73 it is said that the followers of Christianity and Judaism are non-believers, because they do not obey the Quran and they believe in the Father, Son and Holy Ghost. That means that they have found a Partnership with God. In Sure Ahzab, Verse 60 to 62 it is said if one does not obey God and his Prophet (Mohammad) they must be murdered. Permit me to cite Verse 61 in original translation of Ayatollah Qomshaie about the murdering of non-believers:
"این مردم پلید بد کار رانده درگاه حقند باید هر جا یافت شوند آنان را گرفته و جدا بقتل رسانید”.
This Regime is especially sensitive to two minority faiths not known in Quran. One is Baha’i that, as quoted before, officially has been supported by most democratic Governments and non-Governments Organizations. This moral and material support makes the Baha’is faith very “dangerous” to the Islamic Regime in Iran. Second is the Ahl-e Haqq or Yarsan faith, which, until some years after the Revolution, they had been relatively silent about their religion and did not and do not have any support of foreign Countries. Therefore the new Islamic Regime has paid less attention to the “danger” of this faith. Now this faith also seems to be dangerous, because the young believers want to act normally and not lie and hide their belief.
It is Important to mention that until 2002 the UN did not know anything about the Yarsan faith, even though this originally Kurdish Religion is as old as other Religions in the World. Fortunately today there are lots of Cultural groups of Yarsan which have been established outside of Iran. This last named Community wrote a letter addressed to the UN-Organization and, through the active member handed it to Mr. Maurice Capithorne. He wrote in his report about the violation of human rights in that Country in 2002, and he has mentioned in Paragraph 82 to 84 the suppressing of Yarsani, through the Islamic Republic of Iran.
What is going on, in Iran today?
Thousands of Yarsani Young people with their Families flee from Iran, because they do not want to live a double life. That means, as I stated before, they do not want to pretend to be Muslim and secretly follow their own Yarsan faith. However, if these honest believers stayed in Iran and acknowledged their beliefs, they would certainly be suppressed.
I receive several letters every day from Iran. The young educated yarsani people do not want to leave the homeland. They want to stay and serve the fellow citizens. They explained in the letters that they were very careful and silent about their belief. When it was necessary they even have denied belonging to this faith. They have completed their Studies successfully and they have graduated. But while they were applying to be employed, some of the regime spies reported that they still practiced their old belief. As a result ompletedthey not only have been denied employment, but they have also been persecuted. If the regime finds out that they are still practicing their belief, they certainly would put them in Jail.
For example, 2 young yarsani are in Turkey, one is a Dentist and the other a Physician. Both have their Approbation successfully and have served some years outside of the Capital and have gotten the best Work certificate from Hospital Directors, but they could not be employed and were not allowed to open a Dental or physician´s Practice, because of being yarsani. If these people confess to their belief, they would be sentenced. Therefore even though they knew that their Dental and Medical Studies were not recognized in European or American Countries, they nevertheless fled from their home-land in order to save their lives.
What we can say about Yarsani People is that they were never allowed to educate their children culturally and religiously. In addition they were forced to accept some traditions of Islamic regulations; like Marriage, divorce, death funeral ceremony and etcetera. The Yarsani are not allowed to print and publish their holy book. They are not allowed, even in Private to teach their children about their Culture and religion. They only learned their religion traditions, orally.
A young Yarsani Student contacted me recently and complained that until he reached legal age, the Society tried to convince him that the Kurdish Culture and religion was excessive or unnecessary and urged him not to concern himself with it. His Parents were silent on this subject, because they did not know themselves anything about this part of our Kurdish Culture and religion.
Now He is at the University and researches these things. He said now he realized that he has a different religion and different language and Culture than that of the ruler Nation and he has an Identity of his own. For this reason the democratic World has not heard enough about the Yarsan religion and we do not blame and complain if we have not been supported from any Sources until today.
Now if we do not emphasize the insults committed against the Yarsani, like forcibly shaving their mustaches the symbol of Yarsani, we cannot forget the prosecution and sentences of guiltless Yarsani to Jail or to death. Few years ago they arrested more than 150 Yarsan in Miandoab (Village of üchtepeh) and sentenced about 50 of them to Jail and some of them to death, only because they defended their belief orally. The Islamic republic of Iran tried with all power to convert the yarsani into Islam, but had no success. Therefore they try to Jail and kill Yarsani Intellectuals and Students like Kianoush AssA, who participated in the Demonstration against cheating in Presidential election. Kianoush AssA graduated in engineering and he was an expert in holy Tanbour religious Music. The Security Police of the Regime arrested the Brother of Kianoush AssA, because he organized a funeral ceremony in memory of his brother’s death and thousands of Yarsani took part in this ceremony. Several of them were arrested and held for short time. The Agents of the regime controlled the ceremony all the time. The Islamic regime fears that the People´s protest will go on and expand all over the Country. The Agents have orders to suppress every protest and even kill the people participating in demonstrations.
As we read in above named report, they arrested 2 yarsani Persons at the ceremony in memory of Sayed Khalil Aali-Nejad, who was murdered in Goethe burg, Sweden on November 18th 2001 and his office with dead body, was set a fire in order to destroy evidence. Unfortunately, the Swedish Police still have not found the Murders or do not want to find them, because of fear of the Islamic regime in Iran!
Finally we are happy that the General Secretary of the UN-Organization Mr. Ban Ki-moon has condemned the Islamic regime in Iran because of continuing human rights violations in that Country.
We wish that the Islamic regime will learn a good lesson from the protests in the Arabian dictatorships which the leader of these Countries disappears one after another.
Cultural Association of Yarsan and the democratic Movement of Yarsan Abroad Dr. Golmorad Moradi
g-moradi@t-online.de

 ایمیل نویسنده: Dr.GolmoradMoradi@t-online.de

برگرفته از : ایران گلو.بال

ادامه مطلب
 
ساخت سال 1388 نشریه اینترنتی ای بهاء.قدرت گرفته با بلاگر تبدیل شده به سیستم بلاگر توسط Deluxe Templates. طراحی شده بوسیله Masterplan. . بهینه شده برای سیستم فارسی مجتبی ستوده